فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٦٥ - دو برادر و سه خواهر پدر و مادرى يا پدرى با دو برادر و سه خواهر مادرى
مىباشد چه معلق بر چيزى كه محتمل الوقوع باشد- مثل اينكه بگويد: «أَنْتِ طالقٌ إِنْ جاءَ زِيْدٌ»[١]- و يا متيقّن الحصول باشد- مثل اينكه بگويد: «أَنْتِ طالقٌ إِنْ طَلَعَتِ الشّمْسُ»[٢]- بلى، بعيد نيست جواز تعليق بر چيزى كه معلَّقٌعليه فى الواقع موجود باشد- مانند اينكه بگويد: «إِنْ كانَتْ فُلانَةٌ زَوْجَتي فَهِيَ طالِقٌ»[٣]- چه بداند او زوجهاش مىباشد يا نداند.
سيزدهم- بعد از طلاق مُنافى آن ذكر نگردد:
٧٠- طلاق دهنده بعد از صيغه طلاق چيزى ديگر ذكر نكند كه منافى طلاق باشد، مثلًا بعد از آنكه بگويد: «أَنْتِ طالقٌ»[٤] نگويد: «نِصْفَ طَلْقَةٍ».[٥]
٧١- در طلاق خلع و مبارات زياده بر شروطى كه براى طلاق ذكر گرديد پنج امر ديگر شرط است:
اول: در ايجاب لفظ «خالَعْتُكَ» و يا «بارَأْتُكَ» به بيانى كه در فقره (١٣) بند سوم گفته شد.
دوم: قبول زوجه بدون فاصله پيش از ايجاب يا بعد از ايجاب.
سوم: مىبايد طلاق خلع به آزردگى زوجه واقع شود و طلاق مبارات به آزردگى زوجه و زوج هر دو، پس اگر طلاق خلع و مبارات بدون آزردگى واقع شود، صحيح نيست و احياناً اگر طلاق خلع و مبارات به صيغه طلاق تنها واقع شوند، طلاق رجعى خواهد بود و شوهر در عدّه مىتواند رجوع كند.
چهارم: آنچه كه زوجه در عوض طلاق به شوهر مىدهد بايد چيزى باشد كه
[١] - تو رهايى اگر زيد بيايد.
[٢] - تو رهايى اگر آفتاب طلوع كند.
[٣] - اگر فلانه همسرم باشد پس او رها است.
[٤] - تو رهايى.
[٥] - نصف رهايى.