فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٠٥ - اصل فريضه
است و زوج منكر ادعاى او شود.
و اگر زوجين در تعجيل يا تأخير مدّت مربوط به مهر با هم اختلاف كنند و زوجه مدّعى تعجيل و حال بودن مهر باشد و زوج حرف او را انكار نموده و مدّعى شود كه مهر مهلتدار است يا هر دو مدّعى شوند كه مهر مهلتدار است، لكن در كمى و زيادى مدّت اختلاف نمايند، يا زوج مدّعى شود كه مهر را پرداخت نموده و زوجه منكر ادّعاى او شود، در هر يك از سه صورت مذكور چنانچه هيچكدام بيّنه نداشته باشند، حرف زوجه با سوگند مقدّم و پذيرفته مىشود.
٤٦٦- هرگاه زوج تمام مهر را به زوجه بدهد، پس از آن اختلاف و نزاع كنند زوجه بگويد چيزى كه از او گرفته هبه بوده و زوج بگويد مهريه بوده، چنانچه هيچكدام بيّنه نداشته باشند، حرف زوج با سوگند مقدّم و پذيرفته مىشود و اگر ميان ورثه زوجه و زوج اختلاف شود همين حكم را دارد.
٤٦٧- اگر زوجه ادعاء كند كه شوهرش او را در دو وقت عقد كرده- يعنى عقد نموده و پس از طلاق سپس با مهر جديد عقد نموده- و دو مهر مديون است و شوهر ادعاء كند كه دو مرتبه عقد كردهام ولى يك مهر بدهكارم، قولِ زوجه با قسم مقدم است.
٤٦٨- اگر زوجين اختلاف كنند در بهبودى مرض افضاء و زوجه منكر بهبودى آن باشد، قولِ زوجه با قسم مقدّم است.
٤٦٩- شرط خيار در نفس عقد نكاح دائم و انقطاع جائز نيست و در فرضى كه شرط نمايند شرط باطل است و بنابر اقوى نكاح باطل نمىباشد.
٤٧٠- همچنان كه در بند هجدهم فقره (٤٣٩) بيان شد، شرط خيار در مهر نكاح دائم مانعى ندارد و لكن مدت خيار بايد معين باشد و اگر زوج در زمان خيار فسخ مهر كند، نظير عقد بدون ذكر مهر مىشود و رجوع به مهرالمثل مىنمايد و شرط خيار در مهر عقد موقت مشكل است، زيرا كه عقد موقت بىمهر باطل است.
٤٧١- اگر مردى بر زنى ادعاء كند كه زوجه من است و او تصديقش نمايد يا آنكه زنى بر مردى ادعاء كند كه شوهر من است و او تصديقش كند، در ظاهر شرع حكم مىشود