فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٠٠ - يك پسر و دو دختر از يك دختر با يك پسر و يك دختر از دختر ديگر
يعنى زوجه در اين فرض فقط مستحق نصف مهر است و نصف ديگرش ساقط مىگردد، پس اگر زوج مهر را پرداخت نكرده و به صورت دين بر ذمهاش باشد، نصف آن از ذمه او ساقط است و نصف ديگرش را مديون مىباشد و بايد پرداخت كند و اگر مهر را به او ردّ نموده و در نزد زوجه باقى مانده باشد، مىتواند نصفش را پس بگيرد و چنانچه تلف شده باشد، مىتواند در مثلى مثل و در قيمى قيمتش را پس بگيرد و در صورتيكه زوجه با عقد لازم مهريه را به ديگرى منتقل كرده باشد، در حكم تلف است و زوج مىتواند مثل يا قيمت نصف مهر را از زوجه بگيرد، ولى اگر با عقد جائز منتقل كرده باشد و زوج حق خود را مطالبه كند، احوط است زن عقد را بهم بزند و حق زوج را از خود عين بدهد، ولى زوج مستحق چيزى از نماء منفصل سابق بر طلاق نمىباشد.
دوم: هرگاه زوجه زوج را از مهرى كه در عقد ذكر شده ابراء كند و پس از اين زوج او را قبل از مجامعت طلاق دهد زوجه نصف مهر را بايد به زوج بدهد و همچنين است هرگاه مهر عين باشد زوجه آن را به زوج هبه كند، نصف مثل آن اگر مثلى باشد يا نصف قيمت آن اگر قيمى باشد بايد به زوج بدهد، و همچنين اگر زنى مهر مسماى خود را با شوهرش به چيزى صلح نموده باشد و آنگاه شوهر پيش از مجامعت آن زن را طلاق بدهد بايد نصف مهر مسمى را به شوهر بدهد نه نصف چيزى را كه به آن صلح كرده است.
سوم: عِنّين بودن شوهر پيش از عقد كه در اين صورت زن نصف مهر مىگيرد، همچنانى كه در بند پنجم فقره ١٤١ ذكر شد.
چهارم: مسلمان شدن زوجه پيش از شوهر و پيش از مجامعت، كه زوجه در اين صورت نصف مهر مىگيرد.
پنجم: مرتد شدن شوهر پيش از دخول به زوجه كه در اين صورت زوجه نصف مهر مىگيرد.
ششم: پدرى كه پسر نابالغش را زن داده و مهريه زن را بر ذمه او نهاده و سپس به علت ندارى پسر، مهريه زن او را پرداخت نموده، چنانچه پسر پس از بلوغ و پيش از