شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٦ - فصل سوم در استشهاد براى اين مقصد به دليل نقلى
مشارك ايمان نيست» سند به سماعه رساند:
قالَ، قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ- عَلَيْهِ السَّلامُ-:
«أخْبِرْني عَنِ الإسْلامِ وَ الإيْمانِ، أ هُما مُخْتَلِفانِ؟ إلى أنْ قالَ: فَقالَ: الإسْلامُ: شَهادَةُ أنْ لا إلهَ إلّا اللّهُ وَ التَّصْدِيْقُ بِرَسُولِ اللّهِ، بِهِ حُقِنَتِ الدِّماءُ، وَ عَلَيْهِ جَرَتِ الْمَناكِحُ وَ الْمَوارِيْثُ، وَ عَلى ظاهِرِهِ جَماعَةُ النّاسِ. وَ الإيْمانُ: الْهُدى وَ ما يَثْبِتُ في الْقُلُوبِ مِنْ صِفَةِ الإسْلامِ وَ ما ظَهَرَ مِنَ الْعَمَلِ بِهِ»
[١] الحديث.
از اين حديث شريف ظاهر شود كه شهادت به وحدانيّت و اعتقاد به رسالتْ اسلام است. ولى ايمان نور هدايتى است كه در قلب جلوه كند.
و آنچه صفت اسلام است، اگر در قلب ثابت شد و به قلب رسيد، آن ايمان است، و لازمه ايمان عمل است. و از احاديث بسيار ظاهر شود كه عمل به اركان از ايمان است
« الإيْمانُ هُوَ الإقْرارُ بِاللِّسانِ وَ عَقْدٌ فِي الْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكانِ ...» [٢]. و اين نه آن است كه در حقيقت ايمان، عمل به اركان مدخليّت دارد، بلكه براى آن است كه لازمه ايمان به اركان است (چنانچه پيش از اين مذكور شد).
[١] سماعه گفت: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم: به من خبر ده از ايمان و اسلام، آيا با هم اختلاف دارند؟ تا آنجا كه گفت: پس امام فرمودند: اسلام شهادت به وحدانيّت خدا و تصديق به رسالت پيامبر خداوند است، كه به آن خون حفظ مىشود و با آن ازدواج و ارث بردن جايز مىشود و به ظاهر آن، اجتماع مردم مسلمان تحقّق پيدا مىكند. ولى ايمان، هدايت است و آنچه كه از صفت اسلام در قلب تثبيت شده و منشأ عمل مىگردد.
(اصول كافى، ج ٢، ص ٢١، كتاب الايمان و الكفر، باب ١٥، ح ١).
[٢] عن الصادق (عليه السلام):
«الإيْمانُ هُوَ الإقْرارُ بِاللِّسانِ وَ عَقْدٌ فِي الْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكانِ ...»
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است كه: ايمان، اقرار به زبان و عقد در قلب و عمل به اركان است.
(اصول كافى، ج ٢، ص ٢٣، كتاب الايمان و الكفر، باب ١٦، ح ١؛ همان باب، خصال المؤمن، ص ٣٩، ح ٢؛ و باب المكارم، ص ٤٧، ح ٥).