شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٣ - فصل سوّم در ذكر فضايل «صمت» و عيوب «هَذَر» از طريق نقل
و از حضرت امير المؤمنين در نهج البلاغه منقول است كه: «خير نيست در سكوت از كلمات حكمتآميز؛ چنانچه خير نيست در سخنان از روى جهالت».
« لا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الحُكْمِ كَما أنَّهُ لا خَيْرَ فِي القَوْلِ بِالجَهْلِ». [١]
و فرموده: «كسى كه كلامش زياد شد، خطائش زياد شود. و كسى كه خطائش زياد شد، حيائش كم مىشود. و كسى كه حيائش كم شد، وَرَعش كم مىشود. و كسى كه وَرَعش كم شد، قلبش مىميرد. و كسى كه قلبش مرد، داخل آتش مىشود».
« مَنْ كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ خَطَاؤُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ خَطَاؤُهُ قَلَّ حَياؤُهُ، وَ مَنْ قَلَّ حَياؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ، وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلْبُهُ، وَ مَنْ ماتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النّارَ». [٢]
و هم از آن حضرت منقول است كه: «زبان، سَبُع درنده است اگر بازدارى او را مىدرد».
« اللِّسانُ سَبُعٌ عَقُورٌ، إنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ». [٣]
و فرمود: «وقتى كه عقل كامل شود كلام كم شود».
« إذا تَمَّ العَقْلُ نَقَصَ الكَلامُ». [٤]
و در وصاياى آن جناب به فرزندش محمَّد بن حَنفيّه است كه: «خلق نكرده خداوند- عزَّ و جلَّ- چيزى را نيكوتر از كلام، و نه چيزى را زشتتر از كلام. به واسطه كلام سفيد شود روها، و به واسطه كلام سياه شود روها. بدان كه كلام در بند تو است تا سخن نگفتى؛ و چون تكلّم كردى، تو در بند او مىروى. پس حفظ و مستور كن زبان خود را، چنانچه حفظ مىكنى طلا و پول خود را. همانا زبان،
[١] متن حديث، اين است:
«لا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الحُكْمِ كَما أنَّهُ لا خَيْرَ فِي القَوْلِ بِالجَهْلِ».
(نهج البلاغة، ص ٥٠٢، كلمات قصار، رقم ١٨٢).
[٢] متن فرمايش على- عليه السلام- اين چنين است:
«مَنْ كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ خَطَاؤُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ خَطَاؤُهُ قَلَّ حَياؤُهُ، وَ مَنْ قَلَّ حَياؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ، وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلْبُهُ، وَ مَنْ ماتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النّارَ».
(همان مصدر، ص ٥٣٦، حِكَم، رقم ٣٤٩).
[٣] متن حديث علوي، اين است:
«اللِّسانُ سَبُعٌ عَقُورٌ، إنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ».
(همان مصدر، ص ٤٧٨ حِكَم، رقم ٦٠).
[٤] متن حديث، چنين است:
«إذا تَمَّ العَقْلُ نَقَصَ الكَلامُ».
(همان مصدر، ص ٤٨٠ حِكَم، رقم ٧١).