شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٤ - فصل هفتم در ذكر فضايل حلم از طريق منقول
معرفت و دل بيدارند».
و در وسايل، از شيخ صدوق- رحمه اللَّه- به سند خود منقول است، از حضرت صادق از پدرانش كه پيغمبر در جمله وصيتى كه به امير المؤمنين مىكرد، فرمود: «يا على! آيا خبر بدهم به شماها به شبيهترين شما به من در خُلق؟ گفت:
بلى يا رسول اللَّه! فرمود: نيكوترين شما در خلق، و بزرگترين شما در حلم، و نيكوكارترين شما به خويشاوندانش، و باانصافترين شما درباره خودش».
« يا عَليُّ أ لَا اخْبِرُكُمْ بِأشْبَهِكُمْ بِي خُلْقَاً؟ قالُوا: بلى يا رسولَ اللّهِ. قالَ: أحْسَنُكُمْ خُلْقَاً، وَ أعْظَمُكُمْ حِلْمَاً، وَ أبَرُّكُمْ بِقَرابَتِهِ، وَ أشَرُّكُمْ مِنْ نَفْسِهِ إنْصافَاً». [١]
و از خصال شيخ صدوق به سندش از حضرت صادق- از پدرش، از جدَّش، از علىّ بن أبى طالب روايت است كه رسول خدا فرمود: «هيچ چيزى با چيزى جمع نشده فاضلتر از حلم كه با علم جمع شود».
« قالَ رَسُولُ اللّهِ- صلَّى اللّهَ عليه و آله-: وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ؛ ما جُمِعَ شَيْءٌ إلى شَيءٍ أفْضَلُ مِنَ حِلْمٍ إلى عِلْمٍ». [٢]
و در اين باب، روايات بسيار در كتب معتبره است كه بايد به خود آنها رجوع شود. [٣]
بايد دانست كه چون از فصل سوّمِ مقصد بيستم، فطرى بودن «حلم» و از جنود عقل و رحمان بودنِ آن، و بر خلاف فطرتِ مخموره بودن «سفه» و از جنود ابليس و جهل بودنِ آن معلوم شود، ما در اين جا فصلى جداگانه براى آن منعقد نكرديم.
[١] متن فرمايش پيامبر خدا، چنين است:
«يا عَليُّ أ لَا اخْبِرُكُمْ بِأشْبَهِكُمْ بِي خُلْقَاً؟ قالُوا: بلى يا رسولَ اللّهِ. قالَ: أحْسَنُكُمْ خُلْقَاً، وَ أعْظَمُكُمْ حِلْمَاً، وَ أبَرُّكُمْ بِقَرابَتِهِ، وَ أشَرُّكُمْ مِنْ نَفْسِهِ إنْصافَاً».
(وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٢٦٧، باب ٢٦ از أبواب جهاد النَّفس، ح ٩؛ مَنْ لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٢٦٨، ادامه حديث ٤).
[٢] متن حديث، اين است:
«قالَ رَسُولُ اللّهِ- صلَّى اللّهَ عليه و آله-: وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ؛ ما جُمِعَ شَيْءٌ إلى شَيءٍ أفْضَلُ مِنَ حِلْمٍ إلى عِلْمٍ».
(كتاب الخصال، ص ٥- ٤، ح ١١؛ وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٢٦٨، باب ٢٦ از أبواب جهاد النفس، ح ١٢).
[٣] نگاه كنيد به: اصول كافي، ج ٢، ص ٩١، باب الحلم؛ وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٢٦٥، باب استحباب الحلم (٢٦) از أبواب جهاد النفس.