شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١١ - فصل پنجم راه تحصيل ايمان
عالم به همه آسمان و زمينش، اگر طعمه اين جانور شود، آتش حرص و طمعش فرو ننشيند، و ممالك عالم اگر مسخر او گردد، از خواهشهاى نفسانى او نكاهد. ديگر حيوانات چون به طعمه خود رسيدند آتش شهوت آنها فرو نشيند، و اگر در آنها نادراً صاحب حس مآلانديشى و حرص جمعآورى پيدا شود، حس محدودى و حرص ضعيفى است. مورچگان كه در بهار و تابستان به جمعآورى مشغولند، زمستان راه ارتزاق آنها را بسته، و در آن ايام، جمع آورده خود را مصرف مىكنند. و اگر زمستان مىتوانستند چون بهار از خانه و لانه بيرون آيند، و ارتزاق كنند، شايد به جمعآورى اشتغال پيدا نمىكردند.
انسان است كه جمعآورى او معلوم نيست روى چه اساس و پايه است. اگر جمعش براى خرج بود و تحصيلش براى اعاشه بود، چرا پس از تأمين نيز دنبالش بيشتر مىرود و پس از جمع، حرصش افزون مىشود؟! پس انسانِ سرْخود از حيوانات اضلّ و از بهائم پستتر است؛ آنها مقصد داشتند اين بيچاره مقصد ندارد. آرى، مقصد دارد ولى مقصد را گم كرده. كعبه مقصودْ حق است و انسانْ حق طلب است، و اين طلب الهى را- كه از نور فطرت اللَّه است- غايتى جز غاية الغايات نيست، و خود راهِ خود را نمىداند و ديوانه وار دنبال مقاصد باطله مىچرخد و آتش طلبش خاموش نمىشود: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». [١]
[١] آگاه باشيد كه دلها به ياد خدا آرام مىگيرد. (رعد/ ٢٨).