شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٤ - فصل سوم در استشهاد براى اين مقصد به دليل نقلى
نگرديده، و در اين باب، در قرآن شريف آيات بسيارى است [١] كه با مقايسه حال خود با آن آيات و تطبيق آن آيات با صفات خود، به خوبى حال ما معلوم خواهد شد.
و اما خاصيت سوم كه مىفرمايد: «وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ». حقيقت توكل واگذار كردن جميع امور است به وكيل و اعتماد نمودن به وكالت اوست، و صرف نظر نمودن از ديگران است، و چشم اميد از ديگران بستن است. و آن مبتنى بر چهار امر است كه اركان توكُّل است:
اول، علم به آن كه وكيل حاجت انسان را مىداند.
دوم، علم به آن كه قدرت به قضاى حاجت دارد.
سوم، علم به آن كه رحمت و شفقت به موكّل دارد.
چهارم، آن كه بخل از ساحت او دور است.
اكنون مراجعه به حال خود كنيم، اين چهار علم از براى ما حاصل است نسبت به ذات مقدّس حق تعالى، همه او را عالم به ذرّات كائنات مىدانيم؛ علم او را محيط به تمام موجودات مىدانيم، و قدرت كامله او را نافذ در أرَضين و سموات مىدانيم، و رحمت عامه شامله او را به همه موجودات مىدانيم و او را مبرّى از همه نقايص- كه بخل نيز از آنها است- مىدانيم، با اين كه علماً اركان توكل براى ما حاصل است و شك در هيچ يك از اين امور اربعه نداريم، با اين وصف، آثارى از توكل در ما نيست.
اعتماد ما به مردم و چشم اميد ما به خلايق بيشتر است از خالق. حاجات
[١] نگاه كنيد به آيات: ٤- ٢ سوره أنفال، ١١- ١ سوره مؤمنون، ١٦٥ سوره بقره و ٤٣- ٣٦ سوره شورى و ساير آياتى كه در توصيف اهل ايمان وارد شده است.