شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٥ - فصل چهارم در بيان آنكه «صمت» به آن معنى كه مقصود در اين حديث است، از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است؛ و «هَذَر» و هذيان از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
سؤال شد از كلام و سكوت كه كداميك افضل است؟ فرمود: از براى هر يك از آنها آفاتى است؛ وقتى سالم باشند از آفات، كلام افضل است از سكوت. گفته شد: چگونه چنين است؟ گفت: همانا خداى- عزَّ و جلَّ- نفرستاد أنبيا و أوصياء را به سكوت، بلكه بعث كرد آنها را به كلام؛ و استحقاق بهشت حاصل نشود به سكوت، و ولايت اللَّه مستوجب نشود به سكوت، و از آتش محفوظى حاصل نشود به سكوت، و اجتناب از سخط خدا حاصل نشود به سكوت؛ تمام اينها با كلام حاصل شود».
« لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُما آفاتٌ، فَإذا سَلِما مِنَ الآفاتِ فَالكَلامُ أفْضَلُ مِن السُّكُوتِ. قيل: و كيف ذاك يا ابنَ رسول اللَّه؟ فقال: لِأَنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- ما بَعَثَ الأنْبِياءَ وَ الأوْصِياءَ بِالسُّكُوتِ، إنَّما بَعَثَهُمْ بِالْكَلامِ، وَ لا اسْتُحِقَّتِ الجَنَّةُ بِالسُّكُوتِ، وَ لا اسْتُوجِبَ وِلايَةُ اللَّهُ بِالسُّكُوتِ، وَ لا وُقِيَتِ النّارُ بِالسُّكُوتِ، وَ لا تُجُنِّبَ سَخَطُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ، إنَّما ذلِكَ كُلُّهُ بِالْكَلامِ». [١]
فصل چهارم در بيان آنكه «صمت» به آن معنى كه مقصود در اين حديث است، از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است؛ و «هَذَر» و هذيان از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
چنان كه در اين اوراق مذكور افتاد [٢]، انسان داراى دو فطرت است كه: يكى اصلى است و آن فطرت عشق به كمال مطلق است كه آن حق- جلَّ و عَلا- است.
و ديگر تبعى، و آن فطرت تنفّر از نقص است و آن غير حق است به جنبه سوائيّت و غيريّت. و آنچه او را اعانت كند در اين دو مقصد، از لوازم فطرت و از
[١] متن فرمايش امام سجَّاد- عليه السلام- اين چنين است:
«لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُما آفاتٌ، فَإذا سَلِما مِنَ الآفاتِ فَالكَلامُ أفْضَلُ مِن السُّكُوتِ. قيل: و كيف ذاك يا ابنَ رسول اللَّه؟ فقال: لِأَنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- ما بَعَثَ الأنْبِياءَ وَ الأوْصِياءَ بِالسُّكُوتِ، إنَّما بَعَثَهُمْ بِالْكَلامِ، وَ لا اسْتُحِقَّتِ الجَنَّةُ بِالسُّكُوتِ، وَ لا اسْتُوجِبَ وِلايَةُ اللَّهُ بِالسُّكُوتِ، وَ لا وُقِيَتِ النّارُ بِالسُّكُوتِ، وَ لا تُجُنِّبَ سَخَطُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ، إنَّما ذلِكَ كُلُّهُ بِالْكَلامِ».
(همان مصدر، ص ١٨٩- ١٨٨، باب ١١٨، ح ٢؛ الاحتجاج، طبرسي (ره)، ج ٢، ص ١٤٦، ح ١٨٤).
[٢] رجوع كنيد به ص ٧٧- ٧٦.