شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧ - حكمة الهيّة در بيان سرّ آنكه عقل به نور حق نسبت داده شده و جهل به بحر اجاج
حق مربوط است؛ گر چه در نظرِ توحيد تام و برچيده شدن بساط كثرت، اساسِ محكمِ «كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» [١] پيش آيد.
براى فهم اين معنى مثالى ياد كنيم:
نورى كه از شمس از روزنهاى در خانه تابيده، نورانيتش از شمس است و محدوديتش از روزنه است به يك نظر، و در نظر ديگر اگر شمس نبود، نه نورِ روزنه بود و نه محدوديت نور روزنه.
مثال ديگر: مرآتى مقابل شمس قرار مىدهيم كه مساحتش يك ذرع است، نورى به مناسبت آن مرآت در ديوار مىافتد، نور از شمس است و محدوديّت از مرآت؛ و در نظرى اگر شمس نبود، نور نبود، پس نور مرآت نبود، پس محدوديّت نور مرآت نبود.
[١] اشاره است به اين آيه شريفه: «وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ، قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ».
و اگر خيرى به آنها رسد، مىگويند كه از جانب خداست. و اگر شرّى به آنها رسد، مىگويند كه از جانب تو است، بگو: همه از جانب خداست. (نساء/ ٧٨).