شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٨ - فصل پنجم در شمّه اى از احاديث شريفه در اين باب
ذكر احوال رجالِ بزرگ و اولياء و انبياء كه در قرآن كريم و احاديث شريفه وارد شده، براى تاريخ گوئى نيست، بلكه براى تكميل بشر است كه از حالات بزرگان عالَم عبرت گيرند و خود را به صفات كريمه آنان و اخلاق فاضله ايشان، متّصف كنند.
و اين حديث شريف را، خصوص علماء و بزرگان بيشتر بايد مورد نظر قرار دهند، و از علماء باللَّه و رجال دين دستور اخلاقى و دينى اتّخاذ كنند، و شيوه بزرگان را با زيردستان و متعلّمان ياد گيرند، و خود را به اين اخلاق بزرگ الهى موصوف كنند، و تفكّر كنند در اين كه عيسى مسيح شست و شوى پاى حواريِّين را حاجت خود مىدانست و خود را نيازمند به آن مىدانست، و اين غايت تذلُّل و تواضع است.
و اين كه فرمود: «سزاوارترين مردم به خدمت نمودن به مردم، علماء هستند» براى آن است كه تواضع ثمره علم باللَّه و علم به نفس است. و اين در علماء بايد حاصل شود.
آن عالمى كه به صفت تواضع موصوف نباشد و از مردم چشم داشتِ كُرنش و تواضع داشته باشد، عالِم نيست، و آن انبار مفاهيمْ رجز شيطانى است. اگر با اين مفاهيم سعادت و سلامت حاصل مىشد، ابليس نيز بايد سعيد باشد. علمى كه خاصيت خود را از دست بدهد، حجاب غليظى است كه رهائى از آن، از همه چيز مشكلتر است.
و اين كه فرمود: «به تواضع آبادان مىشود حكمت» يا مقصود آن است كه تا در قلب تواضع نباشد، تخم حكمت در آن سبز نمىكند و رشد نمىنمايد- چنان كه تا زمين نرم سهل نباشد، نبات در آن سبز و رشد نمىكند-، و يا آن كه مقصود آن است [كه] تا تواضع در علماء نباشد، نمىتوانند تخم حكمت را در قلوب