شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٥ - فصل چهارم موعظت در اين باب
دردهاى درونى بيفزايد، و دل را به حزب شيطان و جهل نزديك كند.
واى بر آن نمازگزارى كه پنجاه سال به خيال خود قصد قربت در نماز خود كرده، و در افتتاح نماز «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» [١] گفته، و «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» [٢] در حضور حق تعالى گفته، و پس از اين همه دعوى، هر روز چندين مرحله از مقام قرب خدا دور شده، و از معراج قرب مهجور گرديده، و به مقام ابليسى و حزب شيطانى نزديك شده، و به جاى ثمره تقرّب به حق و تجافى از دار غرور ثمره غرور شيطانى و عُجب و كبر كه ارث ابليس است از آن حاصل شده.
آيا نيامده وقت آن كه درصدد اصلاح نفس برآئيم، و براى علاج امراض آن قدمى برداريم؟ سرمايه جوانى را به رايگان از دست داديم، و با غرور نفس و شيطان، جوانى را كه بايد با آن سعادتهاى دو جهان را تهيه كنيم از كف نهاديم، اكنون نيز درصدد اصلاح بر نمىآئيم تا سرمايه حيات هم از دست برود، و با خسران تامّ و شقاوت كامل از اين دنيا منتقل شويم.
براى اصلاح نفس ايام جوانى سزاوارتر است؛ زيرا كه هم اراده قوىتر است، و هم كدورت و ظلمتِ نفس كمتر است و به فطرت نزديكتريم، و هم بار معصيت زياد نشده كه جبران آن مشكل باشد. جوانان قدر ايام جوانى را بدانند كه اين نعمت بزرگ را با غفلت نگذرانند كه در ايّام پيرى اصلاحِ نفس بسيار مشكل است. مشكلات بسيار در سنّ پيرى براى انسان هست كه در ايّام جوانى نيست، لكن شيطان و نفس أمّاره انسان را مغرور مىكنند و نمىگذارند در آن
[١] من از روىِ اخلاص به سوى كسى روى آوردم كه آسمانها و زمين را آفريده است. (أنعام/ ٧٩).
[٢] تنها تو را مىپرستيم، و تنها از تو يارى مىجوييم. (حمد/ ٥).