شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٢ - فصل ششم در مدح توكّل و ذمّ حرص از طريق نقل
«قالَ:
الإيْمَانُ لَهُ أرْكَانٌ أرْبَعَةٌ: التَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ التَّفْوِيضُ إلَيْهِ، وَ التَّسْليمُ لِأَمْرِ اللّهِ تَعالى، وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللّهِ
». [١]
بايد دانست كه ايمان، به يك مرتبه، پايه و ركن اين قبيل ملكات نفسانيّه و احوال فاضله قلبيّه است (چنانچه پيشتر ذكر شد) [٢]، همين طور اين امور اركان ايمانند، و ايمان محفوظ ماند- به حسب حقيقت- با داشتن اين معنويات؛ به اين معنى كه يك مرتبه از ايمان اين ملكات را آورد، و چون اين ملكات و فضايل در نفس حاصل شد و رسوخ پيدا كرد، انسان را به مرتبه كاملتر از ايمان ترقى دهد. و مرتبه بالاتر از ايمان، مرتبه كاملتر از اين فضايل آورد. و همين طور هر مرتبه [اى] بر مرتبه ديگر معتمد است. و به اين بيان جمع بين بسيارى از آيات شريفه شود، و همين طور جمع بين بسيارى از اخبار شريفه گردد.
و در كتاب مستدرك
عَنْ أبِي بَصير عَنِ الصّادِقِ- عليه السلام- قالَ:
«قالَ لي: ما مِنْ شَىءٍ إلّا وَ لَهُ حَدٌّ. قالَ: فَقُلْتُ: وَ ما حَدُّ التَّوَكُّلِ؟ قالَ: الْيَقينُ.
قُلْتُ: فَما حَدُّ الْيَقينِ؟ قالَ: أنْ لا يَخافَ مَعَ اللّهِ شَيْئاً.»
[٣]
حدّ شىء آن است كه آن شىء به آن منتهى شود. و در اين جا شايد مقصود
[١] حضرت امير المؤمنين على (عليه السلام) فرمودند: براى ايمان چهار ركن است: توكّل بر خدا، و واگذارى كارها به او، و تسليم بودن در مقابل امر خداوند، و راضى بودن به قضاىِ خدا.
(مستدرك الوسائل، نورى، ج ١١، ص ٢١٥، باب ١١، از ابواب جهاد النفس، ح ١؛ الجعفريّات، ص ٢٣٢، باب البرّ و سخاء النفس).
[٢] رجوع كنيد به ص ٢٠١.
[٣] ابو بصير از حضرت صادق (عليه السلام) نقل مىكند كه: آن حضرت بمن فرمودند: هيچ چيزى نيست، مگر اينكه حدّى دارد. ابو بصير گفت: به امام (ع) عرض كردم: حدّ توكّل چيست؟ امام (ع) فرمود: يقين. گفتم: حدّ يقين چيست؟ فرمود: اينكه با [وجود] خدا، از چيزى نترسى.
(مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٢١٥، باب ١١، ح ٢).