شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢١ - فصل ششم در مدح توكّل و ذمّ حرص از طريق نقل
و از حضرت موسى بن جعفر- سلام اللَّه عليه- نقل نموده:
قالَ الرَّاوِيُ:
«سَألْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّه فَهُوَ حَسْبُهُ» فَقالَ: التَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ دَرَجاتٌ؛ مِنْها أنْ تَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ فى امُورِكَ كُلِّها، فَما فَعَلَ بِكَ، كُنْتَ عَنْهُ راضِياً، تَعْلَمُ أنَّهُ لا يَأْلُوكَ خَيْراً وَ فَضْلًا، وَ تَعْلَمُ أنَّ الْحُكْمَ في ذلِكَ لَهُ، فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ بِتَفْويضِ ذلِكَ إلَيْهِ وَ ثِقْ بِهِ فيها وَ في غَيْرِها».
[١]
در اين حديث شريف دو ركن از اركان توكّل را كه اعتقاد به آن مشكلتر بوده ذكر فرموده: يكى آن كه انسان بداند، خداى تعالى كوتاهى نكند در رساندن فضل و خير به او. و ديگر آن كه فرمان در همه امور، با حق تعالى است، و او است صاحب قدرت كامله محيطه و مجارى جميع امور به دست حق- جلّ و علا- است. بلكه شايد تصريحاً و تلويحاً به همه اركان توكّل اشاره فرموده باشد؛ زيرا كه لازمه آن كه مجارى همه امور در دست حق تعالى باشد آن است كه عالِم به همه امور باشد، و لازمه كوتاهى نكردن در حق بنده آن است كه بخل و منع در او راه نداشته باشد.
و در مستدرك وسايل از جعفريات، سند به حضرت امير المؤمنين- عليه السلام- رساند:
[١] راوى گفت: از حضرت موسى بن جعفر (عليهما السلام) پرسيدم از معنى اين سخن خدا كه: «و كسى كه بر خدا توكّل كند، پس خدا او را بس است». پس امام (ع) فرمودند: توكّل بر خداوند داراى درجاتى است، از آن جمله اينكه بر خداوند در تمام كارهايت توكّل كنى، پس آنچه كه با تو كرد، از آن راضى باشى، بدانى كه تو را از نيكويى و فضل منع نكند و بدانى كه همانا فرمان در آن كارها، از آنِ اوست. پس بر خدا به واگذاشتن تمام امور به او، اعتماد و توكّل كن، و در آن كارهايى كه در حقّ تو انجام داده و در غير آنها، به وى اطمينان داشته باش و اعتماد كن. (همان مصدر و همان باب، ح ٥).