شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٩ - فصل ششم در مدح توكّل و ذمّ حرص از طريق نقل
توحيد اشاره به آن باشد- كه سابقاً مذكور شد- كه پس از مقام ايمان و كمال آن جلوه توحيد فعلى در قلب سالك ظاهر شود، و به اين جلوه دريابد كه الوهيّت و تصرّفى از براى موجودى از موجودات نيست در مملكت حق تعالى، و او است يگانه متصرّف و مؤثّر در امور، و غير او ضارّ و نافعى در عالم وجود نيست. پس به مرتبه بالاترى از توكل رسد.
و در سوره مباركه آل عمران، در ضمن خطاب به رسول خدا فرمايد:
«فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ». [١]
و اين مرتبه بالاترين مقام توكّل شايد باشد كه ما پيش از اين مذكور نداشتيم.
و آن توكّلى است كه از براى سالك، پس از مقام «فناى كلّى» و رجوع به مملكت خود و «بقاى باللَّه» دست دهد، و سالك در اين مقام در عين حال كه در كثرت واقع است، در «توحيد جمع» مستغرق است، و در عين حال كه تصرّفات موجودات را تفصيلًا مىبيند، جز حق تعالى موجودى را متصرّف نمىبيند. و لهذا، حق تعالى امر فرموده رسول خدا را به اين مرتبه و فرموده: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» و مرتبه محبوبيّت براى متوكّلين ثابت فرموده.
و اما احاديث از طريق اهل بيت عصمت و طهارت.
از آن جمله روايت فرموده شيخ بزرگوار ثقة الاسلام كلينى- رحمه اللَّه- به اسناد خود از حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- قال:
«إنَّ الْغِنى وَ الْعِزَّ يَجُولانِ فَإذا ظَفَرا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أوْطَنا».
[٢]
[١] پس چون تصميم گرفتى بر خدا توكّل كن، بدرستى كه خداوند توكّل كنندگان را دوست مىدارد.
(آل عمران/ ١٥٩).
[٢] بىنيازى و عزّت، جولان مىكنند و مىگردند، پس در آن هنگام كه به موضع و جايگاه توكّل دست يابند، در آنجا توطّن مىكنند و قرار مىگيرند. (اصول كافى، ج ٢، ص ٥٣، باب ٣٢ از كتاب الايمان و الكفر، ح ٣).