شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٨ - فصل ششم در مدح توكّل و ذمّ حرص از طريق نقل
حَقًّا». [١]
خداى تعالى به طريق حصر [فرموده]: مؤمنان آنهائى هستند كه داراى اين چند صفت باشند و غير اينها مؤمن نيستند.
از آن جمله آن است كه بر پروردگار خود اعتماد و توكّل كنند، و كارهاى خود را واگذار به او كنند، و دلبستگى به ذات مقدّس او پيدا كنند. پس آنان كه دل خود را به ديگرى دهند، و نقطه اعتمادشان به موجود ديگر جز ذات مقدّس حقّ باشد، و در امور خود چشم اميد به كسى ديگر داشته باشند، و گشايش كار خود را از غير حقّ طلب كنند، آنها از حقيقت ايمان تهى و از نور ايمان خالى هستند. و اين آيه شريفه و آيات شريفه ديگر كه بر اين مضمون هستند [٢] شاهد بر آن است كه پيش از اين مذكور داشتيم كه انسان تا به مرتبه ايمان نرسد، به مقام توكّل نايل نگردد. [٣]
و در سوره مباركه تغابن فرمايد: «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ». [٤]
و اين كه كلمه شريفه توحيد را توطئه قرار داده، و پس از آن امر فرموده با تأكيد كه مؤمنين بر خداى تعالى توكل كنند، اشاره ممكن است باشد به مرتبه بالاترى از مقام اوّل، و لهذا مؤمنين را كه در آيه سابقه از خواصّ آنها «توكّل على اللَّه» را قرار داده بود، در اين آيه شريفه امر به توكّل فرموده. و شايد اين ذكر كلمه
[١] همانا ايمانآورندگان كسانى هستند كه چون نام خدا برده شود، خوف بر دلهاى ايشان چيره گردد. و چون آيات خدا بر آنها خوانده شود، ايمانشان افزون گردد. و بر پروردگار خود توكّل مىكنند ... (تا آنجا كه فرموده): اينان ايمانآورندگان حقيقى هستند. (انفال/ ٢ و ٤).
[٢] رجوع شود به سورههاى: مجادله، ١٠؛ آل عمران، ١٢٢ و ١٦٠ و توبه، ٥١.
[٣] رجوع كنيد به ص ٢٠١.
[٤] خداست كه جز او معبودى نيست، و مؤمنان بايد تنها بر خداوند اعتماد كنند. (تغابن/ ١٣).