شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٠ - فصل اول مقصود از عدالت و جور
و از ازدواج دو از اين سه نيز، سه صورت حاصل شود: گاوْ پلنگ، گاوْ شيطان و پلنگْ شيطان. و از ازدواج هر سه، يك صورت مخلوطه مزدوجه حاصل آيد؛ چون «گاوْ شيطان پلنگ». و به اين محمول است حديث مروىّ از حضرت رسول- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم-:
«يُحْشَرُ بَعْضُ النّاسِ عَلى صُورَةٍ تَحْسُنُ عِنْدَها الْقِرَدَةُ وَ الْخَنازِيْرُ».
[١]
و بدان كه همان طور كه اين قواى ثلاثه، طرف افراط آنها، مُفسد مقام انسانيت است، و انسان را گاه از حقيقت انسانيّت و گاه از فضيلت انسانيّت خارج كند، همان طور طرف تفريط و قصور آنها نيز، از مُفسدات مقام انسانيّت و از رذايل ملكات به شمار مىرود.
و اگر تفريط و قصور، خَلْقى و طبيعى باشد بدون اختيارِ صاحب آن، نقصان در اصل خلقت است، و غالباً توانْ نقصانهاى طبيعى را، كه بدين مثابه است، با رياضات و مجاهدات و اعمال قلبى و قالبى تغيير داد، و كمتر صفت از صفات نفس است كه طبيعى به معنى غير متغير باشد، اگر نگوييم كه هيچ يك نيست كه قابل تغيير نباشد.
پس عدالت، كه عبارت از حدّ وسط بين افراط و تفريط و غُلّو و تقصير است، از فضايل بزرگ انسانيّت است؛ بلكه از فيلسوف عظيم الشأن «ارسطاطاليس» منقول است كه: «عدالت جزوى نَبُوَد از فضيلت؛ بلكه همه فضيلتها بُوَد، و جور- كه ضد آن است- جزوى نَبُوَد از رذيلت؛ بلكه همه رذيلتها بُوَد». [٢]
[١] بعضى از مردم به صورتهايى محشور شده و برانگيخته مىشوند كه ميمونها و خوكها در مقايسه با آنها، زيباترند. (علم اليقين، ج ٢، ص ٩٠١).
[٢] أخلاق ناصري، خواجه نصير الدّين طوسى (ره)، ص ١٣٦.