شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٨ - فصل پنجم راه تحصيل ايمان
وسواس آن اعتنا نكند، و گمان نكند كه راه حق و تحصيل آن امرى است مشكل.
بلى، اوّل مشكل نما است ولى اگر انسان وارد شود در آن، خداىِ تعالى طرق سعادت را آسان و نزديك كند.
اكنون اين دستور جزئى كه ذكر شد، اشكالى ندارد و مخالف هيچ يك از كارها نيست و به جائى ضررى نمىرساند. طالب حق خوب است چندى اقدام كند؛ اگر در صفاى قلب و طهارت آن تغييرى ديد و نورانيّت باطن خود را دريافت، بيشتر اقدام كند. معلوم است اين امور، تدريجى و با طول زمان انجام گيرد. و چون اهميت آن فوق العاده است، انسان بايد با اهميّت آن را تلقّى كند.
اين از قبيل ضررهاى دنياوى نيست كه انسان بگويد: اگر امروز نشد فردا جبران آن را كنم، و اگر جبران نشد نيز مهم نيست، مىگذرد! اين سعادت و شقاوت ابدى است، آن شقاوتى كه پايان ندارد، آن بدبختى كه آخر از براى آن نيست.
بيچاره انسان غافل! كه در امور زايله دنيا- كه خود مىداند، و هر روز مىبيند كه اهل آن، آن را مىگذارند و مىروند و حسرتها را مىبرند- اين قدر اهميت مىدهد، و با كمال جدّ و جهد در جمع و تحصيل آن مىكوشد، و خود را با هر ذلّت و زحمت و هر محنت و تعبى رو به رو مىكند، و از هيچ عار و ننگى پرهيز نمىكند. ولى براى تحصيل ايمان- كه كفيل سعادت ابدى او است- اين قدر سست و افسرده است كه با اين همه مواعظ انبيا و اولياء و اين همه كتابهاى آسمانى، باز از سستى و سهل انگارى دست نكشيده، و به فكر روزگار مصيبت و ذلّت و زحمت خود نيفتاده، موعظتهاى قرآنى و وعد و وعيد آن- كه سنگ خارا را نرم مىكند و كوههاى عالم را خاشع مىكند- در دل سخت اين انسان اثر نكند!
آرى، خداى تعالى فرمايد: «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً