شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٤٧ - معرفت شناسى مبتنى بر نسبيت فهم و نفى ضرورتهاى دينى
شده است شامل مى شود
ضرورى در علوم قضيه اى است كه محمول آن براى موضوع بدون آن كه نيازمند به اقامه برهان باشد براى عقل يقينى و قطعى باشد پس ميزان و داور براى تشخيص ضرورى عقلى از غير آن عقل است و اما ضرورى در فضاى دين هر قضيه اى كه ثبوت آن براى دين به داورى آشكار عقل و يا به نقل قطعى از صاحب شريعت نه براى گروهى خاص بلكه براى همگان بگونه اى يقينى معلوم باشد , مانند اعتقاد به وحى , كه از زمره اصول دين است و يا وجوب نماز , روزه و امثال آنها كه از فروع دين بوده و به نقل قطعى و يقينى استناد آن به شارع محرز است
مثلا اصل وجوب نماز بطور تواتر ثابت شده و در سيره معصومين اعم از عمل , امضاء , امر و نهى و نظائر آنها به حدى رسيده است كه در استناد آن به شريعت مجالى براى ترديد و شك نيست
پس ضرورى دين شامل قضايايى مى شود كه هر چند اندك هست وليكن نه تنها براى فقيهان و يا فيلسوفان دين بلكه براى همه مردمى كه آشناى با دين هستند , استناد آنها به شريعت و دين ضرورى باشد , و اين ضرورت اعم از آن است كه از طريق عقل و يا نقل محض و يا از طريقى مشترك حاصل شده باشد و اين معناى از ضرورت تا زمانى كه معيارها , منابع و آشنايى اولى با آن معيارها و منابع دينى در ميان مردم وجود داشته باشد باقى خواهد بود يعنى همانگونه كه در ضرورى علمى با تصور موضوع و محمول ضرورت ربط بين آن دو , بدون نياز به برهان و استدلالى زائد براى هر صاحب