شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٤ - نقد نسبيت
علوم هستند استناد شده است
اين گونه از مقدمات گرچه امور مشهودى هستند كه در علوم مربوط به خود تبيين مى شوند ليكن در نهايت , نتيجه فلسفى اى كه از آنها مى توان گرفت , اين است كه اين گونه از شرايط مادى , تاريخى , اجتماعى , تنها شرائط قابلى براى حصول انديشه و فهم هستند , اما خود انديشه و فهم كه ثبات و تجرد آن به برهان ثابت مى شود هيچ يك از آنها نيست
توضيح مطلب اين است كه نفس آدمى كه از عالم طبيعت نشات گرفته و جسمانيه الحدوث است با حركت جوهرى مراتب گوناگون كمال را تا رسيدن به مقامهاى مختلف روحانى طى مى نمايد , و تا آن زمان كه به تجرد كامل خود نرسيده و با ماده در ارتباط است از تحصيل مقامهاى جديد باز نمى ماند , هر چند كه گاه به دليل خصوصيت برخى از كمالهاى بدست آمده بعضى از مراتب را از دست مى دهد , اين حركت مستمر كه تحت تاثير عوامل و شرائط مختلف ايجاد شده و در اشكال و صور گوناگون ظاهر مى شود زمينه پيدايش كمالات علمى را نيز فراهم مى آورد
انسان براى تحصيل هر علم ناگزير از حركتى متناسب با همان علم است , چه اين كه حركات و شرايط مختلف مادى او علوم گوناگونى را به ارمغان مى آورند , مثل حركت باصره كه حصول علمى خاص را كه متناسب با آن است ممكن مى سازد , و يا وضعيت سامعه كه مقتضى دانشى مختص به خود است
نيازهاى مختلف فردى و اجتماعى و انگيزه هاى متناسب با آن نيازها نيز از شرائط مختلف براى تحصيل علوم گوناگون هستند , زيرا