شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٣ - نقد نسبيت
اعتقاد و ايمان به آن حاصل شده است , پس از اين عقد زدايى , پيوند بين موضوع و محمول مسئله نيز پاره مى شود , و بلكه گسستگى بين محمول و موضوع آشكار مى گردد و محمولها و موضوعهاى آشنا شناخته مى شوند , و در نتيجه صحنه كذب و دروغ به صحنه صدق و صفا مبدل مى گردد
اشكال هفتم :
اشكالات ذكر شده , يا در عرض گفته هايى كه براى نسبى و عصرى بودن معرفت بشرى ذكر شده اند به ابطال عصرى و نسبى بودن فهم مى پرداختند و يا با ارائه برخى از مثالها و يا قوانين مطلقى كه نسبى گرايان را از پذيرش آنها گريزى نيست عقيده آنان را نقض مى نمودند , اينك در اين اشكال و اشكالات بعدى به بيان نقصان و يا بطلان همه و يا برخى از براهينى پرداخته مى شود كه نسبى گرايان براى اثبات ادعاى خود اقامه مى نمايند
در هر يك از بيانهايى كه در توجيه نسبيت فهم ذكر شد از برخى مبادى مربوط به علوم جزيى استفاده شده است , ليكن هيچ يك از اين مقدمات عصرى بودن و يا نسبى بودن فهم بشرى را نتيجه نمى دهند
در يك بيان از فعل و انفعالات ماديى كه همزمان با پيدايش برخى از علوم در نواحى مختلف بدن و سيستم عصبى انسان ايجاد ميشود بر مادى بودن و در نتيجه نسبى و يا عصرى بودن انديشه بشر استدلال شده است
و در بيانى ديگر به بعضى از انگيزه هاى اجتماعى و روانى اى كه زمينه ساز پيدايش علوم متناسب با خود و يا مانع براى فهم ساير