شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٥ - وحى و شريعت ناطق
توان گفت اين تعبير قرآنى فقط از باب تشبيه صرف است وگرنه شيطان به معناى شرور است و هرگز در خبط آدميان نقشى ندارد , بلكه از اين آيه مى توان فهميد كه شيطان اعم از اين كه ابليس معروف و يا غير آن باشد موجود شريرى است كه همانند فرشتگان در اعمال آدميان نقش دارد , و بر خورد با او و الهام گيرى از دسائس وى و پيروى از وسوسه هاى او زمينه جنون روحى و خبط فكرى را فراهم مى نمايد
ممكن است كسى اين توهم را بنمايد كه بنابراين در قرآن هيچ مجازى نبايد وجود داشته باشد زيرا كه در مجاز , واقع بر خلاف آنچيزى است كه لفظ براى آن وضع شده است
پاسخ تو هم اين است كه مجاز گرچه حقيقت نيست ليكن دروغ نيز شمرده نمى شود لذا باطل نيست , زيرا دروغ آن است كه انسان را به مطلبى باطل و خطا برساند و حال آن كه مجاز با قرائنى كه همراه دارد راه عبور و جايگاه گذر از معناى حقيقى لفظ بسوى معناى مقصود است در مجاز شنونده به سوى معناى وضعى الفاظ خوانده نمى شود تا آن كه دروغ و باطلى واقع گردد
مجاز مادام كه با قرائن لازمه همراه است انسان را جز به حقيقت رهنمون نمى سازد , و در حالتى كه فاقد قرائن باشد ديگر مجاز شمرده نمى شود بلكه دروغ خوانده مى شود
غرض آنكه عبور از معناى حقيقى لفظ با كمك قرينه و رسيدن به معناى مشابه يا مناسب عين صدق و حق است كه از اين رهگذر ممكن است مجاز در كلام وحى راه يابد
وقتى كه يك رزمنده در هنگام گزارش صحنه نبرد مى گويد : در ميدان كارزار شيرى قوى پنجه ديدم عبارت ميدان كارزار قرينه اى است