تعدى است لذا در اين باره مى فرمايد[
ما ينطق عن الهوى ان هوالا وحى يوحى
به اين ترتيب دانسته مى شود قرآن با همين الفاظ و اصوات كه دارد وحى الهى
است كه در منظر ما قرار گرفته و به سمع ما مى رسد و آنچه جوامع بشرى در حضور او
قرار گرفته عين همانست كه از راه وحى توسط پيامبر اكرم ( ص ) بما رسيده است
و اما جهت صدور كه دومين ركن براى استدلال به يك نقل و اعتماد به آن است ,
نسبت به قرآن روشن و آشكار است , زيرا مراد از جهت صدور اين است كه كلام در
مقام تقيه , هزل و امثال آن نباشد , وگرنه در اين صورت اعتمادى به مفاد آن كلام
حاصل نمى شود
هيچ ترديدى نيست كه قرآن كريم , براى تقيه يا شوخى و امورى از اين قبيل نازل
نشده است بلكه فقط براى هدايت انسانها و اخراج آدميان از ظلمت جهل و حيرت و
گمراهى به سوى نور علم و هدايت نازل شده است
خداوند در اين مورد با صراحت تمام مى فرمايد[
و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم
| ] نحل | ٤٤ يعنى اى پيامبر اين كتابى است كه ما بسوى تو نازل كرديم تا آنچه را |
كه بسوى آدميان نازل شده است براى آنها تبيين و آشكار نمائى و يا مى فرمايد[
هدى للناس
| ] بقره | ١٨٥ يعنى اين كتاب هدايت براى مردمان است و نيز مى فرمايد[ |
لتخرج الناس من الظلمات الى النور
| ] ابراهيم | ١ يعنى اين كتاب براى آنست كه مردم را از ظلمتها بسوى نور خارج |
كنى و در آيه ديگر مى فرمايد[
لا ياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه
انه لقول فصل و ما هو بالهزل
| ] طارق | ١٣ يعنى قرآن كتابى است كه باطل را از هيچ |
|