شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٤ - وحى و شريعت ناطق
سو بدان راه نيست , همان قول فصل است و از هزل برى است
سومين ركنى كه جهت استناد و استدلال به يك متن مورد نياز است دلالت آن متن است , سراسر قرآن كريم نور و تمامى آن ميزان براى تميز حق از باطل است[ لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط
| ] حديد | ٢٥ يعنى بدرستيكه ما پيامبران را با بينات فرستاديم و با آنها |
از اينرو قرآن از هر گونه انحراف و كاستى مصون است و هيچ باطلى در حريم امن آن راه ندارد يعنى قرآن هيچ باطلى را به مطابقت و يا به تضمن و التزام ابقاء نكرده و يا آن كه بدون ابطال آن را نقل ننموده است , به همين دليل هرگاه در موعظه و يا جدال احسن به اشارت و يا تمثيل سخنى گويد , هرگز به التزام باطلى را تاييد نمى كند قرآن در هيچ عصر و نسلى با مردم سخن نمى گويد كه مطلب خرافى آنها را به گونه اى پذيرفته و يا تاييد كند , اگر قرآن مثالى را بيان نمايد و در آن به واقعيتى اشاره كند هرگز نمى توان ذكر آن واقعيت را تنها از باب مماشات و مجاز جايز شمرد
قرآن كريم مطلبى را كه از ديگران نقل مى نمايد مانند كتاب هاى رايج تاريخى نيست كه نسبت به صحت يا بطلان آن منقول بى نظر باشد , بلكه در صورت بطلان منقول , حتما آن را ابطال مى نمايد , بنابراين اگر خداوند در موردى مثلى زد و چنين فرمود[ الذين ياكلون الربا لا يقومون الا كما يقوم الذى يتخبطه الشيطان من المس
| ] بقره | ٢٧٥ يعنى كسانى كه ربا مى خورند بر نمى خيزند مگر همانند كسى كه با مس |