شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٢ - فصل چهارم احياء معرفت دينى
باشد كه تمام فرمول هاى ريز و درشت آن چون نماز و روزه در احاديث آمده باشد چنانكه معناى اسلامى بودن علم اصول فقه هم اين نبوده و نيست زيرا مطالب فراوان عقلى و عقلايى و نيز اصطلاحات زياد اصولى در اين فن متراكم مشهود است كه اثرى از آنها در قرآن و احاديث نيست
در اين صورت اجتهاد پويا معناى خود را باز مى يابد و بهترين راه براى جبران كمبودها و ترميم ويرانيها خواهد بود زيرا بعد از وضوح فسحت ميدان علوم اسلامى و تبيين معناى اسلامى بودن يك فن , اجتهاد متخصصان متضلع و خريت هاى متعهد بهترين وسيله تامين تمدن علمى جامعه انسانى خواهد بود , و هرگز تبدل راى يك طبيعى دان يا زمين شناس يا منجم آسيبى به صبغه دينى علم او وارد نمى كند همانطور كه تجديد نظر يك فقيه يا اصولى يا مفسر گزندى نمى رساند در حقيقت متضلعان فنون اسلامى به مثابه مفسران تجربى قرآن كريم اند , در صورتى كه فهم كليدى را با اصول ارزشى و دانشى دين هماهنگ كنند
اكنون كه عناصر سه گانه قبلى واضح شد , نوبت به شرح عنصر چهارم مى رسد , و آن معناى توليت دينى است متولى دين همانا دين شناس و دين باور متعهدى است كه توان اجراى احكام و قوانين داخلى و خارجى آن را داشته باشد لذا لازم است كه متولى دين فقيهى عادل و مدير و مدبر و آگاه به زمان و شجاع و باشد زيرا زمانى مسلمين از تمدن اصيل بهره مند مى شوند كه اسلام ناب در بين جامعه اجراء شود , و هنگامى قوانين اسلامى جارى مى شود كه جامعه يك مسئول متخصص اسلام شناس داشته باشد كه داراى تشخيص احكام اسلامى و استنباط مجتهدانه باشد , و همان مسؤول مجتهد بايد داراى صفت ممتاز عدالت باشد تا بتوان به گفته هاى وى اعتماد كرد , و بايد از بينش سياسى , اجتماعى و مانند آن برخوردار باشد تا بتواند قوانين اسلامى را بدون تحريف و تضييق و توسعه اجراء نمايد , و چون جهان طبيعت محكوم تزاحم است , همانطور كه