شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٨ - فصل يكم ثبات و تحول فهم شريعت
فتواى دينى به معنى خاص خود و نفى قداست آن به معنى ديگر بيان شود همچنين موضوعات پيرامون احياء واماته دينى و معنا و حدود آن و انحاء مقصود آن آشكار گشته و مسائل ديگرى كه به مناسبت يا ضرورت طرح شدنى است , به ميان آيد پس در آغاز بجاست راز و نياز و زمزمه خاشعانه حضرت حسين بن على ( ع ) را بازگو كنيم كه فرمود[ : الهى من كانت حقائقه دعاويه فكيف لا تكون دعاويه دعاوى ] ( ٣٠ ) - پروردگارا كسى كه حقايق او مجاز و دعوى بى دليل است - زيرا از آن وى نيست - چگونه مجازها و ادعاهاى تهى از برهان او دعوى صرف نباشد](
بهر تقدير قضا بر اين شد كه قلم تقرير به قدر قدر نوشتارى بنگارد تا اين سطور مقدمه اى براى آن باشد مكتوبى كه چند سال بر آن گذشته و آن نوزاد هم اكنون وارد پنجمين بهار خردسالى خود شده , با فرا رسيدن خزان كدام نقد و پائيز كدامين رد و يا تناقضى - در اثر تبدل راى نويسنده يا ديگران - دوران ربيع آن در تاريخ علم بسر رسد ! و از خاطره انديشوران محو شود و چون ساير آراء منعزل در زاويه نسيان منزوى گردد , يا به يارى حق با نسيم بهاران خجسته تاييد و شبنم تشييد و با فرا رسيدن راهيان كوى تثبيت و امدادگران وادى تمجيد به لطف و بالندگى و ثبات و تحكم نايل آيد
فصل يكم : ثبات و تحول فهم شريعت
آيا فهم بشر هماره خمار و غبار آلود است بطورى كه انديشه اى بشرى بى گرد خطا يافت نمى شود , يا آنكه در بين آراء انسانى ادراك هايى هست كه از گزند گرد سهو و نسيان مصون بوده و نشانه خليفه اللهى در آن مشهود مى باشد ؟ البته معصومان الهى كه اساسا خود مسير فيض دين اند و اصول و فروع شريعت توسط ايشان به ديگران مى رسد , كاملا مستثنى بوده و برتر از بحث كنونى اند گاهى گفته مى شود : خود دين حق , خالص , كامل , ثابت و مقدس است ولى فهم دينى برخلاف خود دين فاقد كمال هاى