شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٣ - مقدمه
اعجاب مى نگرد ( ٦ ) و به او دل داده و در ساحتش سير مى نمايد آنگاه نفس اماره خودخواه و فريبكار فرعون وش و نمرود منش و قارون خوى و بلعم روى فرصت را مغتنم شمرده و از روزنه حب مفرط به وادى دل وارد مى شود و تمام مجارى حق بينى را بسته و گودالهاى هولناك انحاء مغالطه را پيش پاى انسان خوش باور غافل از خويش حفر مى نمايد و چون طعمه را در كام گرفت , وى را در زير خروارها خاك مغلطه دفن مى كند و مصداق بارز[ قد خاب من دسيها
| ] الشمس | ١٠ مى سازد , بطورى كه آن فريب خورده مقبور توان ديدن دست خود را |
| ] | نور | ٤٠ |
جناب بوعلى ره نكته اى نغز نيز درباره اين مغالطه گران دارد : كه مشروح آن , چنين است : چه بسا رقيب از پا درآيد و در سباق گوى سبقت را نبرد و نرد بنان يا بيان را ببازد , ليكن اين باختگى همانا ساختگى خصم است , نه صنيع صحنه حق , زيرا ممكن است بازنده ذى حق باشد ولى در ديالوگ و رد و بدل سخن و قلم و رقم , مقهور خصم قرار گيرد در اينگونه موارد آنكه بر باطل پيروز مى گردد , هنرمندتر از كسى است كه بر حق غالب مى شود , زيرا ضعف نيروى اثباتى محق , صحنه را براى ميداندارى مبطل مقتدر بر تكرار , خالى مى كند در چنين حالتى پيروزى باطل گرا بر حق طلب دشوار نيست , ولى اگر در اين فرض محق بخواهد بر مطلبى اينچنين ظفر يابد , غير از حزم و عزم و جزم و غير از حرز و حذر و حضور و غير از صفاى صلاح و مروه مروت و مناى برهان , سلاح برنده ديگرى لازم است تا بتوان بر خصم مسلح به زرق قلم و برق رقم و رعد رفتار و صاعقه تسفيه و بارقه مغلطه و صدها دسيسه و وسوسه و حيل و حبال و كهوف و غيران و جبال فاتح شود
آرى , همانطور كه در[ جنگ شمشير] گاهى از پا درآوردن دشمن خون آشام دين , ثواب عبادت همه انس و پرى را دارد[ لضربه على يوم الخندق خير من عباده الثقلين ] ( ٧ ) زيرا چيره شدن بر باطل در فضاى مسموم