شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٢ - مقدمه
همانطورى كه غبار ظاهرى جلوى ديد بصر را مى گيرد و چشم غبار آلود از مشاهده اشياء ناتوان است , غبار باطنى جلوى ديد بصيرت را مى گيرد و لذا قلب غبار گرفته هم از ادراك معارف محروم مى باشد[ جذب مفرط] يا[ دفع مفرط] غبار درونى است كه جلوى ديد دل را مسدود كرده و عقل را بجاى آن كه غريزه سركش عجب و غرور را در بند كند , معقول و عقال زده خود مى نمايد و آن را از هر گونه حركت باز مى دارد , اين همان گفتار پيامبر ( ص ) است كه[ : حبك للشى ء يعمى و يصم ] ( ٥ ) يعنى : دوستى بيش از حد و نابجا نه تنها چشم را از ديدن عيب محبوب كور مى كند , بلكه گوش را نيز از شنيدن نقص وى كر مى سازد , و چشم و گوش كنايه از همه مجارى ادراكى اند , يعنى محب مفرط از ادراك عيب و نقص محبوب از هر جهت محروم مى شود البته اين ويژگى اختصاصى به دوستدارى مفرط ندارد بلكه دشمنى مفرط و نابجا نيز همچون دوستى بى جا مايه كورى و كرى مى گردد اينها هر دو زيانبار و جانكاهند و هر يك به نوبه خود غبار قلب و ريش دلند , و در مغالطه مخصوصا مغالطه بالعرض تاثير سهمگينى دارند و از اينرو تهذيب روح و تعديل قوا و تزكيه غرائز براى پرهيز از آن بهترين و سودمندترين درمان مى باشد
ابن سينا قده سخن صاعدى پيرامون پرهيز از مغالطه مستور دارد كه تفطن به آن براى متفكران حق گرا و باطل گريز ضرورى مى نمايد و شرح و تقرير و تبيين آن اين است كه انديشور توانمند بايد مرزها را از هم ممتاز كرده و در تميز مطالب , از عروض غلط جانبى مصون بوده و خود فريب و غلط انداز خويش نباشد , چون در اغلب موارد , خطايى كه از ناحيه خود شخص سر مى زند , صدمه اش براى وى بسيار بيشتر از خطاى غير است , چرا كه شخص معمولا هنگام حوار فكرى با بيگانه , محتاطانه احتراز نموده و حرز و حذر را رها نمى كند و آئين عناد از يادش نمى رود , ولى هنگام رفتار با خويش و اعتماد بر دستاورد قبيح خود , خويشتن خويش را به ديده