شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٤٤ - معرفت شناسى مبتنى بر نسبيت فهم و نفى ضرورتهاى دينى
و قضايايى است كه در مورد اصول دين و در زمينه مسائل شرعى مطرح مى شوند , از اينرو با دقت در مطالب اين فصل حقيقتى ديگر نيز آشكار مى شود , و آن حقيقت اين است كه معرفت شناسى ياد شده مستلزم نفى ضرورات دينى به معناى مصطلح آن نيز مى باشد
ممكن است معرفت شناس به لازم مبناى خاص خويش توجه نداشته و يا به آن ملتزم نباشد ولى بهر تقدير از لحاظ تحليل عقلى چنين لازم ناپسندى را بهمراه دارد
توضيح مسئله اخير در گرو تبيين اصطلاح ضرورت دينى و بيان امتياز آن از ضرورت هاى علمى است كه در طى فصلى ممتاز مى آيد
نكته اى كه نبايد از نظر دور بماند اين است كه جريان يقين روانشناختى و ضرورى دانستن بعضى از مسائل دينى از باب يقين روانشناسى خارج از حوزه بحث كنونى است و كسى كه جز يقين منطقى چيزى را نمى پذيرد و مبناى او نسبيت فهم بشرى است هرگز يقين منطقى به ضرورى بودن چيزى پيدا نمى كند
معرفت شناسى مبتنى بر نسبيت فهم و نفى ضرورتهاى دينى
اثرى را كه نسبيت فهم و شكاكيت پيچيده در حوزه داوريهاى معرفت شناسى نسبت به معرفت دينى مى گذارد انكار ضرورى بودن تمام ضروريات دينى است نه انكار اصل دينى بودن آنها گرچه با احتمال تاثير فراوردهاى علوم ديگرى كه در راهند احتمال انكار اصل دينى بودن آنها هم مطرح است و البته انكار ضرورتهاى دينى چندان گران و عظيم است كه معرفت شناس به سادگى جرات قبول و يا