شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٢٣ - نقد نسبيت
و تجربى و يا علوم حقيقى و اعتبارى را داراى منطقهاى جدا بدانند و يا بعضى ديگر منطق و روش شناسى هاى نوين را كه بيشتر در حوزه فلسفه هاى حس گرايانه و يا فلسفه هاى شك انگارى رشد يافته است كه با تصريح به نسبيت , نگاه خود را به حوزه هاى مادى و عملى علوم محدود كرده و اثباتها و ابطالهاى حسى را نفس الامر و يا ميزان را سازه هاى ذهنى اى دانسته اند كه در تعريف فرضى خود نام علم بر آن نهاده اند به عنوان دانشى ممتاز , روياروى , و يا در عرض منطقى بنامد كه به پندار آنها سوداى يقين داشته و يا آنكه ديدگاه خود را به كنكاشى پيرامون صورت تفكر محدود ساخته است و آنچه تلقين اين پندار خطا را خصوصا براى دانشجويان و دانش پژوهان علوم انسانى كه بيشتر درگير با اين مسائل هست , دامن مى زند , تدوين كتابهائى توسط نقالان اين علوم است , تعليمات اين كتابها كه به انبانى از يادداشت هاى پراكنده مى ماند , بدون توجه به قلمرو واحد منطق و بدون توجه به حجم و بخش عظيم مباحث مواد , منطق قديم را مختص به مباحث صوره خوانده و آن گاه همين اختصاص را نقص بزرگ آن مى نامد و اين نقص را نيز شاهد بر غفلت نسبت به روش شناسى علوم و مباحث مربوط به آن مى انگارد
نگاهى مختصر به كتابهاى منطقى , علاوه بر آن كه وسعت بيشتر كارهاى منطقى را نسبت به هر يك از ديگر علوم نشان مى دهد حجم بيشترى را نيز كه مختص به مباحث مواد است آشكار مى سازد
شفاى بوعلى كه دائره المعارفى از علوم مختلف است حدود نيمى از حجم آن مختص به روش شناسى علوم يعنى منطق بوده و نيمى ديگر از آن مربوط به بخشهاى مختلف علوم طبيعى , رياضى و