شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٢ - نقد نسبيت
موجب هدم و نابودى تمامى پيش فرضها گرديده بلكه زمينه دست يابى به معارف بعدى را بدون آن كه تاثيرى از اصول قبلى بپذيرند فراهم مى آورند
اينگونه از انديشه ها كه هيچ سر سازگارى با انديشه هاى قبلى نداشته و هيچ ناسازگارى با انديشه هاى بعدى نيز ندارند بهترين دليل بر اين هستند كه در چهار چوب انديشه هاى قبلى حاصل نشده و از انديشه هاى بعدى اثر نمى پذيرند و اين نشانه توانايى انسان در فراگيرى مطالبى است كه نه تنها بى ارتباط بلكه نابود كننده دانسته هاى قبلى و راهنماى آگاهيهاى بعدى است
همانگونه كه در زمينه مسائل عملى يك انسان تبهكار مى تواند با توبه صحنه جان خود را از جميع رذائل پاك گرداند يك انسانى كه اسير سحر و افسونهاى مغالطه آميز خود و ديگران مى باشد , مى تواند با عصاى استدلال و با نور عرفان تمامى گرههاى دميده شده را باز نمايد
تحول مبناى فكرى برخى از فلاسفه از اين قبيل است زيرا آنها با همان معيارهايى كه به اصالت ماهيت ميرسيدند با بررسى دقيق به اصالت وجود راه يافتند بطورى كه تفاوت مبنائى فراوانى پديد آمد
عصاى موسى كليم سحر ساحران را بلعيد چندانكه از آن همه چيزى جز چند چوب و ريسمان باقى نماند و برهان و وحى الهى گره هاى باطل و پندارهاى غلط را از هم مى گسلند بگونه اى كه فساد و تباهى آنها بر همگان آشكار مى گردد
اولين عقد و گرهى كه توسط وحى و يا برهان عقلى باز مى شود , آن پيوندى است كه بين جان انسان با قضيه خاص بصورت