شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٦ - د انحصار دين به احكام ارزشى و تبعيت قوانين از دانشهاى بشرى
آنجا كه خود دين امرى را تجويز كرده , و به صورت حكمى واقعى يا ظاهرى به آسودگى و آسايش آدميان دستور داده است اگر حكم به احتياط داده شود خلاف دين و در نتيجه خلاف احتياط است
اخباريها با حصار احتياط احكام دين را نسبت به موضوع هاى تازه و بى سابقه اى كه در زمان پيامبر ( ص ) و ائمه معصومين ( ع ) نبوده است ناديده گرفته و تمامى آنها را مصداق شبهه تحريميه و در نتيجه حرام مى دانند
اين همان ايستايى و جمودى است كه موجب محدود كردن دين به زمان صدر اسلام و مقيد كردن احكام آن به جامعه اى همانند آن مى باشد تعطيل دين بعد از صدر اسلام تا زمان ظهور امام زمان ( عج ) موجب نقصان آن در سياست بلكه در بسيارى از ابعاد زندگى بشر مى باشد , و چنين تفكر و برداشتى نه با كمال دين سازگار است و نه با خاتميت آن
د : انحصار دين به احكام ارزشى و تبعيت قوانين از دانشهاى بشرى
گروهى ديگر خاتميت دين و كمال آن را به اين معنا گرفته اند كه دين تنها به بيان ارزشهاى حاكم بر زندگى بشر مى پردازد و از تدوين و تنظيم احكام , قوانين و مقررات سياسى , اقتصادى انسان پرهيز مى نمايد تدوين احكام و قوانين كارى بشرى است كه به تناسب محيط طبيعى , اجتماعى , و به مقتضاى شرايط جبرى تاريخ تغيير پيدا مى كند , تنها نقشى كه دين در اين محدوده به عهده دارد نفى آن دسته از قوانينى است كه مخالف با نظام ارزشى اوست اين گروه بدينسان ضمن آن كه قوانين اجتماعى را همواره در حال تكامل و رشد