شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢١ - وحى و شريعت ناطق
چيزى بيش از ظن و گمان افاده نمى نمايد و با ظن و گمان نمى توان اصول دين را
بنيان نهاد زيرا كه [ ,
ان الظن لا يغنى من الحق شيئا
اما اگر خبرى از طرق گوناگون نسبت به يك مطلب واحد تكرار شود به حدى كه
احتمال توافق مخبران آنها بر كذب و هم چنين احتمال خطا و اشتباه آنها , منتفى
گردد در اين صورت آن خبر هر چند كه به دليل اتكاء به حس , خبرى جزئى و شخصى
است ليكن يقين آور مى باشد و نقل قرآن از پيامبر اسلام حقيقتى است كه بدين
ترتيب داراى سندى قطعى مى باشد , يعنى افراد فراوانى نسل به نسل , عصر به عصر
قرآن كريم را از پيامبر اكرم ( ص ) شنيده اند , از آنجا كه پيامبر ( ص )
معصوم است و احتمال خطا و كذب نسبت به او نمى رود و آن حضرت ( ص ) قرآن را
به خداوند منسوب دانسته است پس استناد قرآن به خداوند سبحان نيز يقينى و غير
قابل ترديد است
توضيح اين كه وحى الهى چون متوجه به انسانها است ناگزير ابلاغ آن به وسيله كسى
ميسور است كه به دليل مسانخت و هم نوعى با انسانها در ميان آنها و هم سخن با
آنها باشد , از اينرو فرشتگان كفايت وساطت وحى را ننموده و ابلاغ آن نيازمند به
انسان است , اما از آنجا كه انسان در هنگام اخذ يك حقيقت ممكن است تحت
تاثير ره آوردها و مقبولهاى قبلى خود , در آن حقيقت تصرف نمايد , از اين جهت
هر كس شايستگى انجام اين وساطت را ندارد زيرا صرف نزاهت مبدء فاعلى كافى
نيست بلكه قداست مبدء قابلى نيز لازم مى باشد
خداوند سبحان براى ابلاغ دين خود ترتيبى را مقرر مى دارد تا وحى در مسير انتقال
خود از هرگونه تصرف و انحراف مصون بماند , او
] يونس ٣٦ يعنى ظن و گمان آدمى را از حق بى نياز نمى نمايد