ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٣٥ - قراء
جواز تلاوت با آنها بطريق تواتر از معادن عصمت و طهارت ع رسيده نه اينكه خود آن قرائتهاى هفت يا هشت يا دهگانه از قرّاء سبعه يا ثمانيّه يا عشره متواتر بوده و يا از حضرت صاحب وحى ص متواتر باشد زيرا كه بواسطه دو يا چند راوى، تواتر اصطلاحى تحقّق نيافته و بطلان تواتر همه آنها از حضرت رسالت ص ديگر واضحتر ميباشد كه اگر راوى قرائت از خود قراء مذكورين دو تن بوده لكن خود هريك از ايشان در روايت قرائت خود از حضرت رسالت ص يك نفر ميباشد و شرط تواتر كه متواتر بودن عدد روات در هرطبقه است موجود نميباشد.
سبب اختلاف قراء همانا بىاعراب و نقطه بودن مصاحف منتشره در آن زمان و يا تشابه رسم الخط بعضى از حروف ببعضى ديگر و يا اختلاف سليقه كتّاب و نويسندگان آنها در اصول كتابت ميباشد كه هريكى از ايشان موافق استحسان فكرى و يا رأى خود كه در عقايد يا نحو و صرف و لغت داشته تصرف كرده و اظهار نظر نمودهاند مثل اختلافى كه در نحو و ديگر مسائل ادبيّه دارند.
سبب عمده در استقرار امر قرائت بهمين هفت تن و تجويز تلاوت كردن قرآن با اصول ايشان (نه قرّاء ديگر) همانا انتساب قرائات ايشان بحضرت رسالت ص است كه هريكى قرائت خود را با يك يا چند واسطه بدان حضرت منتسب دارد و علاوه كه ايشان در اين علم متخصّص و با كثرت علوم ديگر (از فقه و تفسير و حديث و غيره) كه دارا بودهاند در اين علم شريف اهتمام بكار برده و در تحقيق مزاياى آن عنايت بىنهايت مصروف و احاطه كامل و بصيرتى بسزا داشتهاند و همين علت كه نسبت به قراء سبعه مذكور داشتيم بزعم بعضى از اهل فن در هشت تن جارى و بزعم ديگرى در ده تن جارى و بسط زايد را موكول بكتب اصوليّه و فقهيّه ميداريم.
مخفى نماند كه غير از قرّاء سبعه يا ثمانيّه يا عشره، قاريان بسيار ديگر نيز در مكّه و مدينه و شام و يمن و ديگر بلاد اسلامى اشتهار يافتند و بعضى از ايشان قرائات نادره و عجيبهاى احداث كردند كه ابن النديم آنها را قرائت شاذّه و ايشان را قرّاء شواذّ