ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٢ - طبرى ابن جرير سنى
افاضل بود، سيد رضى شيعى سالف الترجمة قرآن مجيد را از وى ياد گرفته است. قضيه قبول او خانه موهوبى استاد خود را در ضمن شرح حالش مذكور داشتيم و ابراهيم در حدود سال سيصد و نود و سيم هجرت درگذشت. (ص ٧٧٩ ج ١ مه)
طبرى ابن جرير سنى
، محمد بن جرير بن يزيد بن خالد- يا كثير بن غالب، ابو جعفر الكنية، آملى الولادة، طبرى النسبة كه بسال دويست و بيست و چهارم يا پنجم هجرى قمرى در آمل طبرستان متولد شد، خالو و دايى ابو بكر خوارزمى معروف ميباشد. فقيهى است محدّث مورّخ مفسّر مشهور، معروف به امام طبرى، از ائمّه فقه و حديث و تفسير و تاريخ و نحو و شعر و لغت و ديگر فنون متداوله، علّامه وقت و فقيه عصر خود بود. ابن خزيمه گويد كه در تمامى روى زمين اعلم از او را سراغ ندارم. در بدايت حال شافعى المذهب بود، اخيرا تركش گفته و خودش مذهب مستقلّى در قبال مذاهب اربعه ايجاد كرد و جمعى وافر تابع وى گرديدند. در بسط و نشر مسلك جديد خود كتابها تأليف داد كه مدتى هم در ميان مردم رواج داشته تا عاقبت متروك گرديد.
تأليفات متنوعه او كه در موضوعات مختلف نگارش داده برهانى قاطع بر تبحّر فضلى و احاطه علمى وى ميباشند:
١- اخبار الرسل و الملوك كه در ذيل بنام تاريخ طبرى مذكور است ٢- اختلاف العلما يا اختلاف الفقهاء كه در اختلافات فقهاى عامّه در مسائل فقهيّه نوشته و لكن مذهب احمد بن حنبل را ذكر نكرده و اسمى از او نبرده است و در جواب استفسار از سبب آن گفته است كه احمد، فقيه نبوده بلكه محدّث بوده است. اين حرف او مخالف طبع حنبلىها كه در آن زمان در بغداد كثرت داشتند گرديده كمر عداوتش، بر ميان بسته و نسبت الحاد بدو دادند، او هم اصلا اعتنائى نكرده و همچنان در عقيده خود استوار ماند و در سايه قناعت مىزيست. در كشف الظّنون گويد او را بعد از مرگش بجهت حرف مذكورش متّهم بتشيّع و رافضى بودن نمودند و اين كتاب در مصر چاپ شده است ٣- ادب القاضى ٤- البسيط در فقه ٥- تاريخ الامم و الملوك كه در ذيل بنام تاريخ طبرى مذكور است ٦- تاريخ الرجال من الصحابة و التابعين ٧- تاريخ الطبرى كه نام اصلى آن تاريخ الامم و الملوك بوده و