ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٢ - فارابى محمد بن طرخان بن اوزلغ
چهارم هجرى زمان آل بويه ميباشد كه در قبال ارسطو به معلم ثانى نيز معروف و كسى از ايشان بپايه وى نرسيده و در قوه مدركه داراى اوّلين درجه بوده است. ابن سينا با آنهمه جلالت علمى آفاقى كه داشته از كتابهاى وى استفادههاى بسيارى كرده و در مصنّفات خود از انوار علميّهاش اقتباس مينموده اين است كه در كلمات اكابر به استاد الفلاسفه و ملك الحكما موصوفش دارند و نخستين حكيمى و فيلسوفى كه در دوره اسلام ظهور كرده او بوده است.
فارابى، نخست در مولد خود شهر فاراب علوم ابتدائى را اخذ كرد، در بعضى از بلاد ايرانى زبان فارسى و بعضى از السنه ديگر را فراگرفت پس ببغداد رفته و زبان عربى را هم در آنجا استوار داشت و علم منطق را از ابو بشر متى بن يونس كه در آن علم وحيد دهر بوده ياد گرفت، با صاحب بن عبّاد و شيعيان بغداد مصاحبت داشته پس بحرّان رفت، در حوزه درس يوحنّا بن خيلان حكيم نصرانى بتكميل آن علم پرداخت باز ببغداد عودت كرده و بتحصيل رياضيّات و فنون حكمت مشغول و تمامى كتابهاى ارسطو را تتبّع كرده و ممارست نمود و آنى از مطالعه آنها غفلت نكرد، در استخراج معانى مقصوده و اطّلاع بر مطالب مندرجه آنها مهارتى بسزا يافت و در طبّ و منطق و موسيقى و تمامى فنون فلسفه بمقامى رسيد كه تا آن اوان دسترس كسى از اسلاميان نبوده است. از او پرسيدند كه كداميك از تو و ارسطو در فنون فلسفه داناتر هستيد گفت اگر من زمان ارسطو را درك ميكردم هرآينه بزرگترين تلامذه او ميشدم. گويند كه فارابى در روى كتاب النّفس ارسطو و بخط خودش نوشته بوده كه من اين كتاب را صد مرتبه خواندم چنانچه كتاب سماع طبيعى ارسطو را چهل مرتبه خواندم و ميگفته است كه باز بمراجعه آن محتاجتر ميباشم.
قاضى نور اللّه شوشترى فارابى را بسيار ستوده و گويد كه وى معلّم مقالات اهل يونان و متمّم كمالات نوع انسان بود، نخستين حكيمى است از فلاسفه اسلامى كه بر مسند ترجمانى نشست، علم و حكمت را از زبان يونانى بعربى نقل و بين العرب انتشار داد، با معلّم اوّل (ارسطو) در تعليم مطالب فلسفه شركت پيدا كرده و بدو اقتفا نمود و ملقّب به معلم ثانى گرديد. يا خود وجه اين لقب معلّم ثانى آنكه فارابى بامر و اشاره منصور