ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٤٧ - عطار محمد بن ابراهيم- نيشابورى
پايه رسيد كه (چنانچه مذكور شد) ممدوح و محل تواضع اكابر و در تمامى اقطار در نهايت اشتهار شد و در علوّ مقام وى كسى را جاى انكار نميباشد.
ظاهر كلام بعضى از ارباب تراجم آنكه در هردو قسمت علمى و عملى طبّ نيز مهارتى بسزا داشته است و در رياض العارفين نيز گويد: عطّار، جامع فضائل، مثل پدران خود صاحب ثروت و مكنت، در حكمت الهى و طبيعى بىنظير و همتا، تمامى عطّار خانههاى نيشابور بدو متعلّق بود و دواخانه مخصوصى ساخته و خودش همواره در آن دواخانه معالجه ميكرد و اغلب بيماران را دوا از دواخانه خود ميداده و در اين علم و عمل، شاگرد مجد الدين بغدادى طبيب خاص خوارزمشاه قطب الدين محمد بوده و بعد از فراغت از معالجات بنظم مثنويّات مىپرداخته است چنانچه خودش در خسرونامه گويد:
مصيبتنامه كاندوه نهان است |
الهىنامه كاسرار عيان است |
|
بداروخانه كردم هردو آغاز |
چه گويم زود رستم زين و آن باز |
|
بداروخانه پانصد شخص بودند |
كه در هرروز نبضم مىنمودند |
|
ميان آنهمه گفت و شنيدم |
سخن را به از اينرويى نديدم |
|
مصيبتنامه زاد رهروان است |
الهىنامه گنج خسروان است |
|
جهان معرفت اسرارنامه است |
بهشت دل همه مختارنامه است |
|
مقامات طيور ما چنان است |
كه مرغ عشق را معراج جان است |
|
چو خسرونامه را طرزى عجيب است |
ز طرز آن كه و مه را نصيب است |
|