روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٨ - ترجمه
اين چهل روز همۀ دين سليمان زير و زبر كرد و احكام شرع او بگردانيد و با زنان سليمان خلوت مىكرد و غسل جنابت نمىكرد.آصف[٩٧-ر]چون آن بديد، گفت:مگر سليمان ديوانه شده است و [١]مرتد در قصّۀ دراز كه گفتند:چون مدّت محنت كه چهل روز بود به سر آمد،فريشتهاى بيامد و ديو را ازآنجا بر پاى كرد [٢].او بگريخت و در هوا [٣]مىپريد انگشترى در دريا افگند.ماهى [٤]فروبرد و آن ماهى با [٥]سليمان افتاد و انگشترى از شكم ماهى با دست سليمان آمد و او را پادشاهى و نبوّت بازآمد.
سدّى گفت:سبب فتنه آن بود كه سليمان زنى داشت جراده [٦]نام،برادرى او را [٧]خصومتى بود [٨].سليمان را گفت:بايد تا حكم چنان كنى كه مراد برادرم باشد.
او گفت:آرى،و نكرد.خداى [٩]خاتم ملك از او بستد و به ديو داد.اكنون كسى [١٠]انديشه كند جاى تعجّب است از عقل و دين آنان كه اين اعتقاد دارند و بر خداى و رسول اين روا دارند كه خداى شبه سليمان بر ديو افگند و شبه ديو بر سليمان.و او را تمكين كند تا ز [١١]ملك و شريعت و نبوّت و زنان پيغامبر تا بر ايشان ظفر دهد تا فساد كند [١٢]با ايشان و آنكه ملك و نبوّت [١٣]به فرمان خداى باشد و به عدل و حكمت او در انگشترى چگونه باشد كه اگر به دست ديوى كافر افتد تا او دين و شريعت زير و زبر كند،و اين كفر محض باشد و خروج از دين مسلمانى.و اين ترّهات و اباطيل براى آن آورده شد اين جا تا مردم واقف شوند بر قلّت عقل و ديانت آنان كه اين مذهب و اعتقاد دارند.
و تأويل درست در آيت آن است كه،روايت كرد ابو هريره از رسول -عليه السّلام-كه:سليمان-عليه السّلام-صد زن و كنيزك داشت.يك روز گفت:
[١] -دا،آج،لب:يا.
[٢] -دا،آج،لب:بر كرد.
[٣] -دا:در هوا كه.
[٤] -دا:ماهىاى.
[٥] -دا:به دست سليمان.
[٦] -لب:جرادو.
[٧] -دا:برادر او را با كسى.
[٨] -دا،افزوده:او.
[٩] -آج،لب:خداى تعالى.
[١٠] -دا،آج،لب:كسى كه.
[١١] -دا،آج،لب:از.
[١٢] -آج،لب:به افتعال گفتند.
[١٣] -دا،آج،لب:نبوّت كه.