روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٥ - ترجمه
قريب دنياست،يعنى ايشان را در دنيا به عذاب بگيرم.
ضحّاك گفت[٣٣-ر]و زيد اسلم:گفتند [١]،مراد روز بدر است.كلبى گفت:
مِنْ مَكٰانٍ قَرِيبٍ ،اى من تحت اقدامهم [٢]،ايشان را بگيريم از زير قدمهاشان.بعضى دگر گفتند:خسفى باشد به بيدا،و آن جايى است در باديه.حذيفة اليمان گفت،از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-كه او گفت:در وقتى كه حديث فتنۀ آخر زمان مىگفت،كه باشد ميان مشرق و مغرب.گفت:ايشان در اين باشند كه بنگرند، سفيانى خروج كند از وادى خشك و بيايد و به دمشق فرود آيد و لشكرى به مشرق فرستد و يكى به زمين بابل به مدينۀ ملعونه و بقعۀ خبيثه،لشكر او آنجا روند و بالاى سه هزار مرد را بكشند و بالاى صد زن را شكم بشكافند و سيصد مرد معروف را از بنى العبّاس بكشند،آنگه به كوفه آيند و نواحى كوفه خراب كنند آنگه بيايند و روى به شام نهند،بينا كه در[اين] [٣]باشند.رايت هدى از كوفه بدر آيد به دنبال ايشان برود به دوروزه راه دريابد ايشان را و در ايشان قتلى عظيم كند و مالى و غنيمتى كه دارند بستانند و بردگان را از دست ايشان بيرون كنند.و لشكر [٤]به مدينه آيد [٥]و سه شبان روز در مدينه غارت كنند ازآنجا به مكّه آيند چون به بيدا رسند خداى تعالى جبريل را گويد:برو و ايشان را هلاك كن.او بيايد و پاى بر زمين زند و ايشان را بهيكبار به زمين فروبرد- .و ذلك قوله فى سورة سبا: وَ لَوْ تَرىٰ إِذْ فَزِعُوا،فَلاٰ فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكٰانٍ قَرِيبٍ ،از ايشان دو كس بجهند:يكى بشير باشد يكى نذير،يكى بشارت دهد مردمان را به هلاك ايشان و يكى بترساند قوم ايشان را به هلاك ايشان.و آن هر دو مرد از جهينه باشند.گفتند:از اين جا مثل شد،و عند جهينة الخبر اليقين.
و در اخبار ما آمد كه:از علامت خروج مهدى خسفى باشد به مشرق و يكى به مغرب و يكى به بيداء.و از علامت خروج او خروج سفيانى است كه در اين خبر [٦]و اين رايت هدى كه گفت از كوفه بدر آيد جز رايت مهدى نباشد،على ما جاء فى الاخبار.
[١] -دا،آج،لب:ضحاك و زيد اسلم گفتند.
[٢] -آج،لب،افزوده:يعنى.
[٣] -اساس:ندارد،از دا،افزوده شد.
[٤] -دا،افزوده:ديگرش.
[٥] -دا،آج،لب:آيند.
[٦] -دا،آج،لب،افزوده:گفت.