روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٢ - ترجمه
شما را برگرداند از آنچه پدران شما پرستيدهاند.و نيز گفتند: مٰا هٰذٰا إِلاّٰ إِفْكٌ مُفْتَرىً ، نيست اين قرآن الّا دروغى فروبافته [١]. وَ قٰالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ،و كافران گفتند آنگه كه حق به ايشان آمد: إِنْ [٢]هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِينٌ ،نيست اين حديث الّا جادوى ظاهر.
وَ مٰا آتَيْنٰاهُمْ مِنْ كُتُبٍ [٣٢-ر] يَدْرُسُونَهٰا ،و ما نداديم [٣]ايشان را كتابهايى كه درس آن كنند تا گويند:ما اين از كتاب خود مىگوييم و پيش از تو پيغامبرى به ايشان نفرستاديم كه گويند آن پيغامبر خبر داد به اين محالات و اعتقادات فاسده.
وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ،و پيش از ايشان كافران و مكذّبان بودهاند كه پيغامبران خود را دروغ داشتند، وَ مٰا بَلَغُوا مِعْشٰارَ مٰا آتَيْنٰاهُمْ ،و اينان به عشر آن نرسيدند از عمر و مال و قوّت و تمكين[كه ايشان رسيدند،يعنى كافران عهد رسول به دهيك آن نرسيدند كه قوم پيشين از قوت و تمكين از عاد و ثمود] [٤]و معشار لغتى است در عشر. فَكَذَّبُوا رُسُلِي ،پيغامبران مرا به دروغ داشتند.آنگه گفت: فَكَيْفَ كٰانَ نَكِيرِ ،گفت:چگونه بود انكير [٥]و انكار من بر ايشان در دنيا و تغيير من نعمت را بر ايشان و عقوبت من ايشان را به عذاب استيصال،اين نكير خداست در دنيا و كلمه مخفوض [٦]است على حذف ياء الاضافة و الاصل:نكيرى،الّا آن است كه يا [٧]بيفگند و به كسره اكتفا كرد از«يا»لمكان رأس الآية.و مانند اين در قرآن بسيار است در سورة ص و در سورة القمر و ديگر جايها.
قُلْ إِنَّمٰا أَعِظُكُمْ بِوٰاحِدَةٍ ،آنگه گفت:بگو اى محمّد اين كافران را كه من شما را پند مىدهم به يك خصلت و وصايت مىكنم شما را به يك خصلت،و آن خصلت آن است كه از پى آن بگفت: أَنْ تَقُومُوا لِلّٰهِ ،و آن آن است كه برخيزى براى خداى و ابتغاى [٨]رضاى او. مَثْنىٰ وَ فُرٰادىٰ ،دودو و يكيك. ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ،آنگه تفكّر كنى
[١] -لب:فرا بافته.
[٢] -اساس و كليۀ نسخه بدلها:ما،با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] -آج،لب:ندانيم.
[٤] -اساس و آب افتادگى دارد،از دا افزوده شد.
[٥] -دا،آج،لب:نكير.
[٦] -آج،لب:مخصوص.
[٧] -آج،لب:چون يا.
[٨] -آج،لب:ابقاى.