روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٢ - ترجمه
باشد و التّقدير:و انّا او ايّاكم لعلى هدى و انّا او ايّاكم لفى ضلال مبين[٢٨-ر]آنگه يكى بيفگند لدلالة الثابت عليه،و بر اين قول«او»در خبر به معنى«واو»باشد و در قول اوّل هر دو جاى [١]به معنى«واو»باشد،و مثاله فى الكلام:انّ زيدا او عمرا قائم،انّ زيدا او عمرا [٢]قاعد [٣]،و اين اختيار زجّاج است [٤].
قُلْ لاٰ تُسْئَلُونَ عَمّٰا أَجْرَمْنٰا ،آنگه گفت،بگو اى محمّد كه:خداى من عادل است كس را به گناه كس ديگر نگيرد و حساب كسى از ديگرى نخواهد. لاٰ تُسْئَلُونَ عَمّٰا أَجْرَمْنٰا ،شما را از جرم و گناه ما نپرسند و نه نيز ما را از كردۀ شما خواهند- پرسيدن.
قُلْ ،بگو اى محمّد: يَجْمَعُ بَيْنَنٰا رَبُّنٰا ،خداى ما-جلّ جلاله-فرداى قيامت ميان ما و شما جمع كند.آنگه حكم كند ميان ما. وَ هُوَ الْفَتّٰاحُ الْعَلِيمُ ،و او حاكمى است دانا.و الفتاحة،الحكم،و الفتّاح،الحاكم.عبد اللّه عبّاس گفت:زنى اعرابى [٥]با شوهر به جنگ درفتاده بود [٦]،مىگفت:بينى و بينك الفتّاح،اى،الحاكم.
و حاكم را براى آن فتّاح گويند كه كارگشاى باشد.
قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكٰاءَ ،بگو اى محمّد كه با من نماى آنان را كه شما الحاق كردى ايشان را در خداى [٧]و شركت به خداى-جلّ جلاله-و نصب «شركاء»بر حال باشد از مفعول به،يعنى با من نماى آنچه ايشان كردهاند يا آفريدهاند كه به آن مستحق عبادت شد از شما يا آن نعمت كه بر شما كردهاند.و مثله قوله: ...أَرُونِي مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمٰاوٰاتِ... [٨]آنگه گفت: كَلاّٰ ،و حاشا.و«كلاّ»كلمت ردع و زجر است.و گفتند:معناه،حقّا. بَلْ هُوَ اللّٰهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ،او خداى است عزيز [٩]حكيم.
[١] -دا،افزوده:«او».
[٢] -آج،لب:عمروا.
[٣] -اساس:قاعدا،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٤] -دا،افزوده:اگر گويند:چرا هدى با على گفت و ضلال با فى؟گوييم:براى آنكه مرد مهتدى مستعلى بود و ضالّ منغمس بود در ضلال.
[٥] -دا،افزوده:را.
[٦] -دا:با شوهر جنگ افتاده بود.
[٧] -آج،لب:به خداى.
[٨] -سورۀ فاطر(٣٥)آيۀ ٤٠.
[٩] -دا،آج،لب،افزوده:و.