روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٠ - ترجمه
الحق.اقرار دهند آنگه كه ايشان را اقرار سود ندارد،چه وقت الجا باشد و دليل اين تأويل آن است كه در آخر سورت گفت: وَ لَوْ تَرىٰ إِذْ فَزِعُوا فَلاٰ فَوْتَ [١]-الآية.و اين قول حسن است و ابن زيد،و اين قولى قريب است.
آنگه گفت يا محمد!بگو اين مشركان را بر سبيل تنبيه: مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،كه روزى مىدهد شما را از آسمان و زمين؟از آسمان به باران از زمين به نبات.آنگه گفت:هم تو جواب ده، قُلِ اللّٰهُ ،بگو كه [٢]:خداى روزى مىدهد،چه ايشان در اين خلاف نخواهند كردن.آنگه گفت: وَ إِنّٰا أَوْ إِيّٰاكُمْ لَعَلىٰ هُدىً أَوْ فِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ ،آنگه گفت بر سبيل حجاج و طريق مناظره كه احوال ما و ايشان از دو بيرون نيست:يا ما يا شما بر ضلالايم و يا ما يا شما بر هدى و ره راستيم.
چه ممكن نيست كه با اين قول [٣]متناقض متنافى هر دو برحق باشيم و يا هر دو بر باطل از طريق نظر.
و در اين جا شكّى نبود نه از خداى نه از رسول و اين چنان باشد كه يكى از ما با كسى خصومت كند،و او عالم باشد و متيقّن به آنكه او بر حقّ است و در دعوى [٤]صادق،آنگه گويد:احدنا كاذب،يكى از ما دروغ مىگويد،آخر [٥]هر دو قول راست نتواند بودن و غرض آنكه دروغزن تواى،چه هر دو را معلوم باشد،و از اين جا گويد:ميان من و تو لعنت بر دروغزن باد!و اين هم چنان است كه ابو الاسود الدّؤلى گفت در مدح اهل البيت-عليهم السّلام-با [٦]بنى قشر [٧]،چون ايشان او را ملامت كردند بر دوستى اهل البيت [٨]:
يقول الأرذلون بنو قشير [٩]
طوال الدّهر لا تنسى [١٠]عليّا
احبّ محمّدا حبّا شديدا
و عبّاسا و حمزة و الوصيّا[٢٧-ب]
[١] -سورۀ سبأ(٣٤)آيۀ ٥١.
[٢] -دا،آج،لب:بگو كه:اللّه.
[٣] -دا،آج،لب:اين دو قول.
[٤] -آج،لب:در او دعوى.
[٥] -دا:آخر چه.
[٦] -لب:يا.
[٧] -دا،آج،لب:بنى قشير.
[٨] -دا،آج،لب:افزوده:شعر.
[٩] -اساس:بنو قشر،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[١٠] -دا:لا ينسى.