روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٩ - ترجمه
احيانى بمانند [١]صلصلهاى چون صلصلۀ جرس و مرا از آن خوفى باشد،و اوقاتى بر صورت مردى بيايد و با من سخن [٢]گويد:اين بر من آسانتر باشد از آن.
بعضى دگر گفتند:ترس ايشان از قيام ساعت باشد [٣].كلبى گفت:ميان عيسى -عليه السّلام-و رسول ما مصطفى-صلّى اللّه عليه و آله-فترتى دراز بود مدت پانصد و پنجاه سال.خداى تعالى در او پيغامبرى نفرستاد و وحى از آسمان به زمين نيامد.
چون خداى تعالى رسول ما را-صلّى اللّه عليه و على آله-بفرستاد اهل آسمان آن آواز وحى شنيدند گمان بردند كه قيامت است بيوفتادند و بىهوش شدند.چون جبريل بر ايشان مىگذشت سر مىبرداشتند و خوف ايشان ساكن شده بود.مىگفتند با يكديگر:ما ذا قال ربّكم؟جواب مىدادند يكديگر را:الحق.
وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ،ضحّاك گفت:چون فريشتگان معقّبات به زمين آيند، انحدار ايشان را آوازى باشد مخوف از فريشتگان كه فرود ايشان باشند،بترسند پندارند قيامت است چون بدانند كه قيامت نيست ترس از ايشان [٤]بشود.و اين تنبيهى است از خداى تعالى مشركان را و تكذيبى از او قول ايشان را.و آنگه [٥]گفت:
فريشتگان[٢٧-ر]با قربت منزلت ايشان و صلابت خلقت ايشان از پيش وحى خداى تعالى چنين ضعيف و ذليلاند و ايشان را شفاعت نباشد مگر به دستورى خداى تعالى.
چون دستورى دهند ايشان را،ايشان او از وحى [٦]و كلام خداى چنين ترسند و چنين مقالت گويند.آنگه بتان شما را با آنكه جماد [٧]بىخير و شرّاند و بىنفعوضرّاند [٨]ايشان را شفاعت كى رسد! بعضى دگر گفتند:مراد مشركانند كه عند نزول مرگ فريشتگان [٩]به ايشان بترسند،آنگه خداى تعالى ترس از دل ايشان ببرد [١٠]اقامت حجّت را،تا آنچه مىبينند [١١]مىدانند.فريشتگان ايشان را گويند:ما ذا قال ربّكم؟ايشان گويند:
[١] -دا:برمانند.
[٢] -دا:سخنى.
[٣] -دا:بود.
[٤] -دا:از دل ايشان.
[٥] -اساس:آنكه،به قياس با نسخۀ آج،لب:تصحيح شد.
[٦] -دا،آج،لب:ايشان از وحى.
[٧] -آج،لب:جمادى.
[٨] -دا:بىنفع و ضر.
[٩] -دا:عند نزول فريشتگان،آج،لب:مرگ و فريشتگان.
[١٠] -آج،لب:بردارد.
[١١] -آج،لب:با آنچه بينند.