روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٨ - ترجمه
كه كلام خداى شنوند.
مسروق گفت از عبد اللّه مسعود [١]كه او گفت كه:چون خداى تعالى وحى كند از وحى او و كلام او صلصلهاى و آوازى شنوند،چون آواز سلسله كه بر سنگ سخت بكشند.ايشان از آن هول بيفتند و از هوش بشوند [٢]و به روى درآيند به سجده.چون بدانند كه وحى است ترس از دل ايشان بردارند.يك با يك گويند [٣]: مٰا ذٰا قٰالَ رَبُّكُمْ ،خداى چه گفت؟ قٰالُوا الْحَقَّ ،گويند:حق گفت.
و عبد اللّه مسعود اين خبر روايت كرد مرفوع به رسول[٢٦-پ]-صلّى اللّه عليه و على آله-كه او گفت:چون خداى تعالى به وحى سخن گويد [٤]،اهل آسمان از وحى او صلصلهاى شنوند،چون آواز زنجير گران كه بر سنگ بكشند،بترسند و بىهوش شوند.چون جبريل را بينند با وحى بدانند كه آواز وحى بود،ترس از دل ايشان ساكن شود.گويند:
يا جبريل!ما ذا قال ربّكم؟ جبريل گويد:
الحق. اهل آسمان بهيكبار آواز دهند گويند:
الحقّ الحقّ.
و مصداق اين قول،حديث ابو هريره است كه روايت كرد از رسول-عليه السّلام- كه او گفت:چون خداى قضايى فرمايد در آسمان فريشتگان پرها برهم زنند بمانند آواز زنجير بر سنگ سخت.اهل آسمان بترسند،آنگه ساكن شوند،گويند:
ما ذا قال ربّكم؟ جواب دهند يكديگر را،و گويند:
الحقّ الحقّ.
گفت:مانند [٥]اين نواس بن سمعان روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه چون وحى كند به جبريل در كارى و پيغامى،رجفهاى و زلزلهاى در آسمان افتد كه اهل آسمانها بترسند و بىهوش شوند و به سجده در افتند.چون جبريل بر ايشان گذر كند بدانند كه آن سبب [٦]وحى بوده است از رجفه [٧]،جبريل را گويند:
ما ذا قال ربّنا؟ او گويد:
الحق. ايشان گويند:
الحقّ. جبريل به زمين آيد و وحى بگذارد [٨].
الحارث بن هشام گفت:از رسول پرسيدم كه وحى به تو چون آيد؟گفت:
[١] -دا:عبّاس.
[٢] -آج،لب:بىهوش شوند.
[٣] -دا:گويد،آج،لب:گويند يكبهيك.
[٤] -آج،لب:سخنى فرمايد.
[٥] -دا:و مانند.
[٦] -آج،لب:از سبب.
[٧] -دا،آج،لب:آن رجفه.
[٨] -دا:بگزارد.