روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥١ - ترجمه
حسن بصرى گفت:جنّيان براى سليمان از سنگ كاسهها كردند،هريكى چند حوض شتران كه گرد يك [١]جفنه هزار مرد بنشستندى.
وَ قُدُورٍ رٰاسِيٰاتٍ ،و ديگها كه از جاى نقل نشايستى كردن،پيوسته بر بار بودى و فرونگرفتندى هرگز.و«راسيات»،ثابتات باشد من رسا،اذا ثبت.و از اين جا كوهها را رواسى خوانند كه از جا بنجنبد [٢].گفتند:اين جفان و قدور در يمن بود [٣].
اِعْمَلُوا آلَ دٰاوُدَ ،گفت:عمل صالح كنى اى آل داود بر سبيل شكر،و نصب او [٤]مفعول له است دون مفعول به. وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبٰادِيَ الشَّكُورُ ،آنگه گفت:
از بندگان من كماند كه شكر كنند.جملۀ قرّا به فتح«يا»خواندند از عبادى،مگر حمزه كه او به ارسال«يا»خواند.گفتند:داود-عليه السّلام-ساعات شب و روز بر آل خود مقسّم كرده بود بر عبادت،هيچوقت از اوقات نگذشتى بر ايشان و الّا جماعتى از ايشان در عبادت بودندى.
قوله: فَلَمّٰا قَضَيْنٰا عَلَيْهِ الْمَوْتَ -الآية،حقتعالى گفت:ما مرگ قضا كرديم بر سليمان-عليه السّلام.
مفسّران گفتند:سليمان را-عليه السّلام-عادت بودى كه يك ماه و دو ما[ه]و كمتر و بيشتر در بيت المقدّس[رفتى] [٥]براى عبادت،و كس را به خود راه ندادى و طعام [٦]و شرابى كه او را به آن حاجت بودى بر وجه قناعت بر گرفتى و هروقت كه [٧]او در بيت المقدّس شدى درختى ديدى نورسته،گفتى:اى درخت!نام تو چيست؟ گفتى:نام من فلان چيز.گفتى:تو چهكار را شايى؟گفتى:فلان كار را.بفرمودى تا ببريدندى و براى آن كار ذخيره كردندى.تا آن سال كه فرمان يافت در مسجد شد درختى ديد رسته.گفت:يا درخت!تو چه درختى و نام تو چيست؟گفت:خرّوبه.
گفت:تو را چرا خرّوبه خوانند،گفت:براى آنكه در رستن من خراب
[١] -آج،لب:كه در يك.
[٢] -دا،آج،لب:از جاى نجنبند.
[٣] -دا،افزوده:و در خبر است كه هر روز در مطبخ سليمان چهل هزار گاو خرج شدى،بيرون از دگر حيوانات از گوسپند و بره و انواع مرغان.
[٤] -دا،آج،لب،افزوده:براساس.
[٥] - و آب:ندارد،با توجه به ديگر نسخهها افزوده شد.
[٦] -دا،آج،لب:طعامى.
[٧] -دا:هرگه كه.