روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٤
است كه آفريدگار همه چيزهاست كه از خلق و فعل او باشد دون اعمال بندگان از كفر و معاصى.و«كلّ»،به معنى جل و معظم است،لقوله تعالى: ...وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ [١]...و قوله: ...ثُمَّ اجْعَلْ [٢]عَلىٰ كُلِّ جَبَلٍ [٣]...،مراد چهار كوه است.پس اگرچه لفظ«كل»صالح باشد عموم را به دليل تخصيص توان كردن.و دليل ديگر بر آنكه «كل»بر عموم حمل نتوان كردن در آيت،آن است كه خداى تعالى به اتفاق «شىء»است و او خالق خود نيست چون مخالف گويد،تخصيص كنيم به دليلى ما نيز گوييم:تخصيص [٤]به دليلها. وَ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ،و او بر همه چيزى و كيل و رقيب و نگهبان و تكفّلكننده است.
لَهُ مَقٰالِيدُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،او راست كليدهاى خزاين آسمان و زمين.
واحدها مقلاد،كمفتاح و مفاتيح و مقليد كمنديل و مناديل.و فيه لغة اخرى و هو:
اقليد و اقاليد.و گفتند:اقليد،فارسى معرّب است و پارسى او كليد است.
حارث همدانى گفت از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-كه او گفت از رسول -عليه السّلام-پرسيدم[١٢١-ر]كه:مقاليد آسمان و زمين چيست؟گفت:يا على!از چيزى عظيم پرسيدى مرا.مقاليد آسمان و زمين آن است كه بنده هر بامداد [٥]ده بار بگويد:
لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر و سبحان اللّه و الحمد للّه و استغفر اللّه و لا حول و لا قوة الّا باللّه،هو الاوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن له الملك و له الحمد يحيي و يميت بيده الخير و هو على كلّ شىء قدير، هركه اين كلمات به بامداد و شبانگاه ده بار بگويد،خداى تعالى او را شش خصلت بدهد:
اوّل،از ابليس و لشكر ابليس نگاه دارد تا ايشان را بر او دستى و سلطانى نباشد.
و دوّم،از بهشتش قنطارى دهد كه در كفّۀ حسنات او از كوه احد گرانتر باشد.
سيّم،او را به درجۀ ابرار و نيكوكاران برساند.
چهارم،جفتى دهدش از حور العين.
[١] -سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٢٣.
[٢] -اساس و آب،آج،لب:فاجعل،با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] -سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٦٠.
[٤] -آج،لب:تخصيص كنيم.
[٥] -آج،لب،افزوده:و شبانگاه.