روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٠ - ترجمه
كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ،گفت:آنان كه پيش اينان بودند همچنين تكذيب پيغامبران كردند كه اينان مىكنند [١]. فَأَتٰاهُمُ الْعَذٰابُ [١١٢-ر]،عذاب به ايشان آمد ازآنجا كه ايشان ندانستند.
فَأَذٰاقَهُمُ اللّٰهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا ،بچشانيد ايشان را خداى-عزّ و جل- خزى و عذاب و هوان و مذلّت در دنيا به اسر و قتل و خزيت و اذلال و اهانت و اجراى حكم كفّار بر ايشان-على اختلاف انواعهم. وَ لَعَذٰابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كٰانُوا يَعْلَمُونَ ،و عذاب آخرت بزرگتر باشد اگر دانند ايشان و انديشه كنند.
وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِي هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ،گفت:
ما بزديم براى مردمان در قرآن [٢]هر مثلى تا باشد كه ايشان انديشه كنند.
قُرْآناً عَرَبِيًّا ،نصب او بر فعلى مقدّر است و تقديره:اعنى قرانا عربيّا.و گفتند:
بر حال است على تقدير:انزلناه قرانا عربيّا،گفت:قرآنى است به لغت عرب. غَيْرَ ذِي عِوَجٍ ،كه در او كژى نيست.مجاهد گفت:لبسى [٣]نيست.عبد اللّه عبّاس گفت:اختلافى نيست.سدّى گفت:فروبافته و دروغ نيست.بعضى دگر گفتند:
متناقض نيست.و عوج به كسر،كژى باشد فى الامر و الدّين و ما يرجع الى المعانى، و عوج به فتح فى العصا و الحائط و ما كان جسما. لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ،تا همانا ايشان بترسند و از معاصى بپرهيزند.
ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً رَجُلاً ،حقتعالى گفت:بزد خداى مثلى.و نصب«رجلا» بر بدل«مثلا» [٤]است،مردى كه صفت او آن است. فِيهِ شُرَكٰاءُ مُتَشٰاكِسُونَ ،كه در او انبازانى باشند مختلف،متنازع،متضايق،هريكى از ايشان او را استخدام كند و كارى فرمايد خلاف آنكه صاحبش فرمايد به قدر ملك او بر او،يقال:رجل شكس و شرس و ضرس و ضبس [٥]،اذا كان سيّئ الخلق.مورّج گفت: مُتَشٰاكِسُونَ اى، متماكسون.يقال:شاكسنى فلان،اى،ماكسنى،مكاس كرد و مضايقه. وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ ،ابن كثير و ابو عمر و يعقوب خواندند:سالما،به الف.و ابو عبيد،اين
[١] -آج،لب:ندارد.
[٢] -اساس با خط ديگرى افزوده:از.
[٣] -آج،لب:بسى.
[٤] -آج،لب:مثل.
[٥] -اساس:ضيس،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.