روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤ - ترجمه
با مردى مناظره مىكردمى در اين آيت،من مىگفتمى:كثيرا،او مىگفتى:كبيرا.
و ميان مسجد منارهاى بود،من رسول خداى را ديدمى كه در آمدى و آهنگ آن مناره كردى،من بجستمى و گفتمى:السّلام عليك يا رسول اللّه استغفر لى،براى من استغفار كن [١]از خداى،او هيچ نگفتى،من دگرباره بازگفتمى [٢]،هم هيچ نگفتى.من گفتم [٣]:يا رسول اللّه حدثنى سفيان بن عيينه عن محمد بن المنكدر عن جابر بن عبد اللّه:انّك ما سئلت شيئا قطّ،فقلت:لا.اينان مرا حديث كردند از جابر كه او گفت:هرگز كسى از تو چيزى نخواست كه تو او را نه گفتى.او بخنديد و گفت:
اللّهمّ اغفر له.گفتم:يا رسول اللّه!مرا با اين مرد خلاف است در اين آيت كه خداى مىگويد:و العنهم لعنا كثيرا،[١٠-پ]او مىگويد:كبيرا،چگونه مىبايد يا رسول اللّه؟گفت:كثيرا كثيرا،و در مناره رفت،اين گويان،تا آنگه كه آوازش غايب شد.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسىٰ ،خداى-جلّ جلاله-در اين آيت مؤمنان را گفت:چنان مباشى كه آنان كه موسى را رنجه داشتند و ايذا كردند،تا خداى تعالى مبرّا كرد او را از آنچه در او گفتند،و او نزديك خداى وجيه بود خداوند جاه و آب روى.
خلاف كردند در آنكه ايذاى ايشان موسى را به چه بود و خداى تعالى تبرئۀ [٤]او به چه كرد.
از ابو هريره روايت كردند كه او گفت:آن بود كه بنى اسرايل را عادت بود كه در وقت غسل كردن عورت را [٥]نپوشيدندى و با يكديگر غسل كردندى و در عورت يكديگر نگريدندى،و موسى-عليه السّلام-تنها برفتى به جاى خالى و آنجا غسل كردى كه كس او را نديدى.گفتند:همانا موسى آدر است كه از پيش ما غسل نمىكند.
يك روز موسى به كنارۀ آب رفت به عادت و جامه بركند و بر سنگى نهاد و به آب فروشد و غسل كرد.چون بر آمد،خواست تا جامه بر گيرد سنگ به تاختن در آمد و برفت و جامۀ موسى ببرد.موسى از پس سنگ مىدويد تا بر محافل بنى اسرايل بگذشت مكشوف العورة،و بنى اسرايل بديدند كه او را آفتى نيست از ادره [٦].موسى مىدويد و مىگفت:يا حجر ثوبى،يا
[١] -دا:آمرزش خواه،آب:آمرزش خواه استغفار كن.
[٢] -آب:بازگفتم.
[٣] -دا،آب:گفتم.
[٤] -دا،آج،لب:تنزيه.
[٥] -دا،آب،آج،ندارد.
[٦] -كذا در اساس،دا:ادره.