روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٠ - ترجمه
نتوانند اندرز كردن و نه با اهل خود بازآيند [١].
و دردمند در صور كه بينى ايشان را از گورها با خدايشان مىشوند [٢].
[٥٥-پ] گويند:اىواى ما كه بر انگيخت ما را از خوابگاه ما اين آن است كه وعده داد خداى و راست گفتند پيغامبران [٣].
نبود الّا يك بانگ كه بينى ايشان [٤]جمله نزديك ما حاضر باشند.
امروز ظلم نكنند بر كسى [٥]به چيزى و پاداشت نكنند الّا آنچه كرده باشى [٦].
اهل بهشت امروز در كارى باشند خرّم.
ايشان و زنان ايشان در سايهها بر سريرها [٧]تكيه زده.
ايشان را بود در آنجا ميوه و ايشان را بود آنچه خواهند.
سلامى به گفتارى از خداى بخشاينده.
جدا شوى امروز اى گنهكاران.
نه پيمان كرديم [٨]با شما اى پسران آدم كه نپرستى ديو را كه او شما را دشمنى است آشكارا؟
[١] -دا:گردند.
[٢] -دا:مىپويند.
[٣] -دا:فرستادگان.
[٤] -دا:همى ايشان.
[٥] -دا:آن روز بيداد نكنند بر تنى.
[٦] -دا:بودى مىكردى.
[٧] -دا،آج،لب:تختهاى آراسته.
[٨] -دا:كردم.