روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥ - ترجمه
وَ مٰا كٰانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللّٰهِ ،و نباشد [١]،و نرسد كه پيغامبر را رنج نمايى.
وَ لاٰ أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوٰاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً ،و نه آنكه زنان او را از پس او بزنى كنى هرگز.
إِنَّ ذٰلِكُمْ كٰانَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِيماً ،چه اين كار به نزديك خداى بزرگ باشد.گفتند:
آيت در مردى آمد صحابى كه گفت:اگر رسول را وفات باشد من عائشه را بزنى كنم،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
در خبر هست كه رسول-عليه السّلام-فرمان يافت و او زنى خواسته بود نام او قتيله [٢]بنت الأشعث بن قيس و او را با خانه نياورده بود كه او را وفات [٣]آمد.چون رسول با پيش خداى شد عكرمة بن ابى جهل او را بزنى كرد.گفتند:او وردهاى [٤]مملوكه بود جز كه پيغامبر را با او خلوت نبود.أبو بكر در آن اضطرابى كرد[٧-ر]آخر صحابه گفتند:او از زنان پيغامبر نيست و پيش او نبوده است.
زهرى گفت:رسول-عليه السّلام-زنى را طلاق داد نام او عاليه بنت ظبيان، پيش از نزول اين آيت او به زن مردى بود و از او فرزندان آورد.
إِنْ تُبْدُوا شَيْئاً أَوْ تُخْفُوهُ ،آنگه حقتعالى بر سبيل تهديد و وعيد گفت:اگر شما چيزى آشكارا كنى و اگر پنهان دارى،خداى تعالى داند،كه او به همه چيز عالم است.آنگه چون آيت حجاب بفرستاد و زنان را گفت:شما را در حجاب و پرده بايد بودن از نامحرمان.آن جماعت را كه ايشان را حجاب نبايد كردن از ايشان، در اين آيت بازگفت تا بدانند كه حكم ايشان نه حكم اينان است.
گفت: لاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبٰائِهِنَّ ،گفت:بزهاى نيست بر زنان در باب ترك حجاب در پدرانشان،يعنى اگر از پدر روى بازنپوشند،باك نيست. وَ لاٰ أَبْنٰائِهِنَّ ، و نه از پسرانشان،و نه از برادرانشان،و نه از پسران برادرانشان،و نه از پسران خواهرانشان.و اين جملۀ آناناند كه محرم زن باشند،كه زن را با ايشان عقد درست نيايد [٥]در شرع [٦]. وَ لاٰ نِسٰائِهِنَّ ،و نه نيز از زنان ايشان،چه زنان را از زنان مسلمانان حجاب نبايد كردن. وَ لاٰ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُهُنَّ ،و نه بنده و پرستارشان.كه اين مذكوران
[١] -دا،آج،لب،افزوده:شما را.
[٢] -آج،لب:فتيله.
[٣] -دا،آب،آج،لب:وفات.
[٤] -دا،آج،لب:بردهاى،آب:و برودهى.
[٥] -آج،لب:نباشد.
[٦] -دا:با ايشان نكاح در شرع درست نيايد.